اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تنبیهات مفاهیم (1)

و نقد نظریه مرحوم آقاضیاء عراقی در تقر یر محل نزاع مفاهیم

0
اصول
جلسات

مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه هفتم از سلسله دروس خارج اصول و در ادامه مباحث مربوط به مفهوم و منطوق، تنبیهاتی را مطرح می‌کند. استاد، در تنبیه اول به تقریر محل نزاع در باب مفاهیم می‌پردازد و ضمن بیان دیدگاه دو تن از بزرگان اصول، یعنی مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم آقاضیاء عراقی، چهار نقد به نظر مرحوم آقاضیاء وارد می‌کند و در نهایت نظریه صاحب کفایه را برمی‌گزیند. تنبیه دوم در باره مدالیل التزامیه کلام است؛ از نظر ایشان اصل وجود این مدالیل، به قصد و اراده متکلم، بستگی ندارد؛ اما اخذ به آن لوازم، نیازمند احراز اراده جدی متکلم می‌باشد و در این زمینه، بین کلام شارع و غیر او، تفاوتی وجود دارد که استاد به آن اشاره می‌کند. تنبیه سوم در باره ملاک مفهوم اولویت می‌باشد و استاد، ضمن تبیین ملاک آن و نیز ملاک تنقیح مناط، به این نتیجه می‌رسد که ملاک هردو، یکی است و این معنا را در قالب امثله قرآنی و روایی تبیین می‌نماید.

نسخه عربی

تنبیهات مفاهیم (1)

5
  • اینکه می‌گوید: «اگر او را دیدی به او فلان مطلب را بگو»، این عنوان دیدن یک عنوان مشیر به یک مصداق کلی است که آن مصداق کلی، ارتباط است. یعنی اگر تو با او ارتباط برقرار کردی باید این حرف را به او بزنی. اگر با دیدن شد با دیدن، اگر تلفنی شد با تلفن، اگر با نامه شد با نامه، اگر با واسطه شد با واسطه؛ علی‌ٰأیّ‌نحوٍکان این مطلب باید به او ابلاغ شود، اگر هیچ‌کدام هم میسور نشد خب میسور نشد. پس در ترتّب حکم بر این موضوع، مدخلیّت قید لحاظ نشده است و عقلاء که قیدی را در کلام می‌آورند به لحاظ‌های عدیده‌ای می‌آورند. در کجا به لحاظ مدخلیّت قید در ترتّب موضوع آورده‌اند تا اینکه شما مطرح کنید که ترتّب حکم بر موضوع در عقدالوضع مفروغٌ‌عنه است و صحبت در عقدالحمل است؟! این حرف غلط است!

  • اشکال دوم:آیا مدخلیت قید در حکم، لزوماً باید به نحو علت تامه باشد؟ 

  • ثانیاً، مگر مدخلیّت حکم بر موضوع به لحاظ قید، حتماً باید مدخلیّت عِلّی باشد؟! ممکن است به‌صرف حکمت باشد، به‌صرف جهتی غیر از جهت عِلّی باشد. وانگهی این مدخلیّت عِلّی آیا به‌نحو علّت تامه است یا به‌نحو علّت ناقصه است؟ کجای این قید چنین مطالبی را می‌رساند؟! آیا وجوب اکرام زید از باب علّیت تامّه مترتب بر مجیء است یا نه، وجوب اکرام زید اگر هزار علت داشته باشد، یکی از عللش آمدن است. اکرام زید واجب است، منتها ما از باب اینکه زید خیلی نازپرورده نشود، خیلی خودش را لوس نکند می‌گوییم اگر آمد اکرامش کن، ولی اکرام به حال خودش باقی است.

  • اشکال سوم: خلط بین اطلاق و اهمال

  • ثالثاً، شما نزاع را در ناحیۀ عقدالحمل گرفتید و طبیعت را طبیعت مهمله گرفتید، اما تا وقتی طبیعت مهمله متشخّص نشود از باب کل شَیء ما لم یتشخّص لم یوجد، امکان تعبّد به آن معنا ندارد. طبایع مهمله را همیشه در لابشرط مقسمی لحاظ می‌کنند، نه در لابشرط قسمی که طبیعت مطلقه باشد. در لابشرط مقسمی که کلمه را تقسیم می‌کنند؛ الکلمة امّا اسمٌ او فعلٌ او حرفٌ، در اینجا می‌گویند: طبیعت، طبیعت مهمله است. نفس الکلمه لحاظ است، خود کلمه لحاظ است، خصوصیّت مقیّده در اینجا لحاظ نشده است. آن می‌شود طبیعت مهمله که در لابشرط مقسمی است.