اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه مرحوم آیةالله بروجردی در تعریف مفهوم (2)

0
اصول
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در ششمین جلسه از سلسله دروس خارج اصول، به بررسی دیدگاه آیةالله العظمی بروجردی (رضوان الله علیه) ادامه می‌دهد. ایشان در خصوص دیدگاه مدخلیت داشتن بنای عقلا در تحقق مفهوم، می‌فرماید: اولاً ممکن است هر قیدی لزوماً مفهوم نداشته باشد و ثانیاً این مبنا، به تشکیک در تحقق و حجیت مفهوم می‌انجامد. استاد بیان می‌دارد هیچ‌گاه معنای التزامی، مدلول مطابقی لفظ نخواهد بود؛ بلکه عقل با توجه به قرائن، از آن معنا به معنای دیگری انصراف پیدا می‌کند. با این ‌حساب، فرق گذاشتن بین لازم بیّن بالمعنی الأعم و الأخص و لازم غیربیّن خالی از وجه خواهد بود. غیر از معنای مطابقی، که دلالت آن ضروری بوده و به اختیار متکلّم یا مخاطب نمی‌باشد، دلالات دیگر، چه تضمنی باشد و چه التزامی، مدلول لفظ نیست. بنابراین مفهوم عبارت است از دلالت عقل بر معنای التزامی. تمام دلالات التزامیّه اعم از مفهوم شرط، مفهوم لقب، مفهوم وصف، یا دلالت اقتضا و .... به یک نحو داخل در مفهوم هستند و هیچ‌ فرقی بین این مدالیل از ‌نظر سرعت و عدم‌سرعت، یا قرب و بُعد وجود ندارد.

نسخه عربی

بررسی دیدگاه مرحوم آیةالله بروجردی در تعریف مفهوم (2)

8
  • اشکال دوم

  • اشکال دوم این است که مگر بناء عقلائیه در اینجا تغییر پیدا کرده است؟! وقتی که ما مفهوم را در بناء عقلائیه مفهوم بدانیم؛ یعنی بگوییم که در بناء عقلائیه مفهوم همچون منطوق تحقّق دارد، پس به همۀ لوازمش هم ملتزم می‌شویم.

  • در الماء اذا بلغ قدر کرّ لم ینجّسه شیء هم همین حرف را می‌زنیم و می‌گوییم: این کلام دلالت دارد بر انفعال عند عدم البلوغ عن الکرّیة ما لم یدلّ علیه دلیل آخر؛ این چه اشکالی دارد؟! یا مثلاً ما لم یخلف عن هذا القید قید آخر، اگر قید دیگری جانشین شود، آن هم همان حکم بلوغ به کرّیت را پیدا می‌کند؛ خب مفهوم همین است.

  • لذا اگر ما در ادلّه «مطر» نداشته باشیم، اگر ما در ادلّه «جریان» را نداشته باشیم، آیا شما انفعال را عند عدم بلوغ عن الکرّیة نمی‌فهمیدید؟! می‌فهمیدید! یا من‌باب‌مثال  «إن جاءک زیدٌ فأکرمه»، وجوب اکرام زید را مترتّب بر مجیء کرده است؛ حالا اگر یک دلیل دیگر داشتیم و آن دلیل دیگر مثلاً این بود که اگر زید به تو اکرام کرد واجب است که تو هم او را اکرام کنی یعنی إن أکرمک زیدٌ فأکرمه، دیگر این دلیل غیر از عدم وجوب است. آیا این  «إن جاءک زیدٌ فأکرمه» حتی با وجود دلیل دیگر دلالت می‌کند بر اینکه تو نباید او را اکرام کنی؟! کجا چنین چیزی هست؟! به این که مفهوم نمی‌گویند! مفهوم این است که گویا باشد؛ یعنی بالغ این معنا باشد که انفهام یک معنا عند انفهام هذا المعنی. خب این منافات ندارد با اینکه دلیل دیگری بیاید جایگزین این دلیل شود. مفهوم سر جای خودش هست.

  • «فی الغنم السائمة زکوة»، وجوب زکات عند غنم السائمه را می‌رساند، یعنی وقتی که سائمه باشد. اگر سائمه نبود وجوب زکات هم نبود؛ و الاّ این کلام لغو بود. بله، ما قائل به این هستیم. حالا اگر یک دلیل دیگری آمد و گفت: «فی الغنم المعلوفة أیضًا زکوة»، خب این دلیل دیگر جانشین این قید می‌شود. کأنّ شارع گفته است: «فی الغنم المعلوفة زکوة و فی الغنم السائمة زکوة»، خیال نکنید که در غنم معلوفة زکات نداریم! نه‌خیر، در هردوی اینها زکات هست. این که لغویت نیست. آن‌وقت این می‌شود تأکید.