
بررسی دیدگاه مرحوم آیت الله بروجردی در تعریف مفهوم (1)
در پنجمین جلسه از سلسله دروس خارج اصول، مرحوم استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، به دیدگاه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (رضوان الله علیه) میپردازد. در بخش نخست، استاد به تفصیل نظریه آیت الله بروجردی را تبیین مینماید. ایشان پس از تقسیم لوازم کلام متکلم، میفرماید: مفاهیمی را که ثبوتاً بر مفاد منطوق، مترتب نباشد مفهوم مینامیم. آیت الله بروجردی با اشاره به مقدمات حکمت، معتقد میشود بر اساس بنای عقلا، قید اعم از شرط، غایت، وصف، لقب و ... در تضییق و توسعۀ حکم بر موضوع، دخالت دارد؛ بنابراین فارق منطوق و مفهوم عبارت است از دلالت لفظیّۀ وضعیّه و بناء عقلائیه. مرحوم استاد طهرانی، در بخش دوم به نقد این نظریه میپردازد و آن را از سه جهت قابل خدشه میداند: اولاً تفکیک میان حکم عقل و بنای عقلا معنا ندارد؛ ثانیاً مفهوم و منطوق از نظر دلالت التزامی متفاوت نیستند و ثالثاً این دو، به لحاظ التزام متکلم به مفاد کلام هم تفاوتی ندارند.
بررسی دیدگاه مرحوم آیت الله بروجردی در تعریف مفهوم (1)
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرّحیم
دیدگاه مرحوم آیةالله بروجردی در باب مفهوم
عرض شد که علما در تعریف منطوق و مفهوم مطالب متفاوتی فرمودهاند. مرحوم آقای بروجردی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ ملاکی را برای تشخیص منطوق و تمییز بین منطوق و مفهوم ارائه دادهاند.1
لوازم کلام و اقسام آن
ایشان معتقد هستند که گاهیاوقات متکلّم در مقام بیان مطلب را بهنحوی اداء میکند که به لوازم آن مطلب از نقطهنظر بناء عقلائیه متعهّد است و جای ردّ و انکاری برای او نیست. ولی گاهیاوقات مطلب را بهنحوی بیان میکند که برای انکار لوازم کلامش مفرّی وجود دارد.
مثلاً در جملۀ شرطیۀ «إن جاءک زیدٌ فأکرمه» اگر این جمله مفهوم داشته باشد به این معنا است که این جملۀ شرطیه دارای لوازمی است که خواهینخواهی متکلّم به اقرار آن لوازم متعهد است.
منبابمثال اگر زید همیشه با غلامش بیاید، اکرام غلامش هم واجب است یا اگر زید مقدار غذای مشخصی میخورد، تهیّه آن مقدار لازم است. اگر زید مریض است باید در کیفیت غذا رعایت کند و امثالذلک، از آن لوازمی که مخاطب نمیتواند انکار کند. و اگر گفتند: چرا غذای نامناسب دادید؟! او نمیتواند بگوید: من گفتم که اکرامش میکنم ولی نگفتم که چه نوع غذایی برایش تهیه میکنم یا چه وسائلی برایش آماده میکنم! چون وقتی که اکرام زید را قبول کرد و وجوب اکرام زید آمد، این وجوب اکرام، وجوب لوازم و وجوب آن مفاد تضمّنی و مطابقی این کلام را هم در بر دارد و مخاطب نمیتواند انکار کند. این یک سری از لوازمی است که بر کلام مترتّب است و خواهینخواهی دامنگیر متکلّم یا مخاطب خواهد شد. این قسم اول.
قسم دوم از لوازم اینکه ممکن است لوازمی باشد که ثبوتاً در عالم واقع و نفسالأمر بین ایندو مفاد هیچگونه تلازمی وجود نداشته باشد، اگرچه مردم این تلازم را بفهمند. در همین مثال «إن جاءک زیدٌ فأکرمه» تعلّق وجوب اکرام بر مجیء با نفی اکرام عند عدم المجیء، ثبوتاً و فی نفسالأمر هیچگونه تلازمی ندارد. یعنی در عالم واقع و در حاقّ واقع، بین وجوب اکرام عند المجیء و بین عدم وجوب اکرام عند عدم المجیء هیچگونه تلازمی از حیث کلام وجود ندارد. بهعبارتدیگر به کلام مربوط نیست و این استنباط عرفی، به بیان متکلّم دخل و ربطی ندارد.
- . الحاشیة علی کفایة الأصول، ج 1، ص 430.
