اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعریف مفهوم از دیدگاه مرحوم آخوند

0
اصول
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در جلسه چهارم از سلسله دروس خارج اصول، به تعریف مفهوم از منظر مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد. ایشان ضمن بیان اشکال صاحب کفایه بر تعریف مشهور، وجه عدول ایشان از این تعریف را تبیین می‌کند و سپس به مقایسه تعریف مشهور و تعریف آخوند پرداخته و ضمن توضیح رابطه منطقی منطوق و مفهوم، بیان می‌دارد که این تقابل، تناقض نیست و تناقض مربوط به قضایای خارجیه می‌باشد و لذا می‌توان گفت هردو تعریف درست و خالی از اشکال است؛ پس عدول کفایه از بیان مشهور، وجهی ندارد. در ادامه استاد، به اشکال محقق اصفهانی بر تعریف آخوند می‌پردازد و با بیانی عالمانه، مفصلا اشکال را تشریح می‌کند و سپس به دفاع از آخوند، اشکالات محقق اصفهانی را پاسخ می‌دهد.

نسخه عربی

تعریف مفهوم از دیدگاه مرحوم آخوند

10
  • تلمیذ: در اوصاف چطور است؟

  • استاد: اوصاف هم همین‌طور است. حالا در باب مفاهیم در باب اوصاف هم می‌گوییم. فعلاً آنچه در بحث ما هست این است که یک حکم را از یک قضیۀ دیگر استنباط می‌کنیم؛  حالا هرچه می‌خواهد باشد. طبعاً باید در آنجا قضیّه، قضیه‌ای باشد که این معنای مفهومی لازمۀ منطوق آن باشد؛ اگرچه موضوع در آنجا تفاوت کند، اشکالی ندارد.

  • موضوع در آنجا أُفّ است و موضوع در اینجا ضرب و شتم است، چه ربطی به همدیگر دارند؟! موضوع در آنجا مجیء زید است و موضوع در اینجا عدم مجیء زید است، چه ربطی به همدیگر دارند؟! اصلاً کلام و عرض ما به مرحوم آقا شیخ محمدحسین این است که بحث ما در باب مفاهیم، در موضوع نیست تا اینکه شما بگویید: چرا مرحوم آخوند این اختلاف در منطوق و مفهوم را به حکم مستند کردند نه به موضوع، درحالی‌که موضوع هم غیرمذکور است؟! این جواب اشکال اول.

  • بعد مرحوم آقا شیخ محمدحسین در باب مطرح کردن تعریف خودشان می‌فرمایند که برگشت اختلاف در قضایا یا به اختلاف در موضوع است یا به اختلاف در محمول است یا هر دو.

  • ایشان حقیقت قضیّه را به تشخّص آن قضیّه می‌دانند. یعنی قضیه‌ای حقیقت دارد که آن قضیّه در عالم خودش تشخّص داشته باشد. وقتی که یک قضیّه تشخّص پیدا کرد، یعنی موضوع و محمول و سایر شرایط در آن قضیّه جمع شد و به این قضیّه تشخّصی در عالم اعتبار داد، آن قضیّه کامل می‌شود؛ سواءٌ اینکه در عالم خارج هم تحقّق پیدا بکند یا تحقّق پیدا نکند. یعنی حقیقت قضیّه را روی ماهیّت قضیّه و روی کلّی طبیعی قضیّه می‌بریم. و به‌عبارت‌دیگر ما در اینجا قضیۀ حقیقیه را مثال می‌زنیم.

  • هر قضیه‌ای برای خودش تشخّصی دارد که آن تشخّص و تعیّن منوط است به تحقّق موضوع و محمول خودش و به تحقّق سایر شرایط و قیودات و چیزهایی که ممکن است در هر قضیه‌ای آورده شود یا آورده نشود؛ حالا چه وصف بیاوریم چه حال بیاوریم و چه تمییز بیاوریم یا اینکه نیاوریم. به‌هرصورت تشخّص این قضیّه تمام شود.