اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعریف مفهوم از دیدگاه مرحوم آخوند

0
اصول
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در جلسه چهارم از سلسله دروس خارج اصول، به تعریف مفهوم از منظر مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد. ایشان ضمن بیان اشکال صاحب کفایه بر تعریف مشهور، وجه عدول ایشان از این تعریف را تبیین می‌کند و سپس به مقایسه تعریف مشهور و تعریف آخوند پرداخته و ضمن توضیح رابطه منطقی منطوق و مفهوم، بیان می‌دارد که این تقابل، تناقض نیست و تناقض مربوط به قضایای خارجیه می‌باشد و لذا می‌توان گفت هردو تعریف درست و خالی از اشکال است؛ پس عدول کفایه از بیان مشهور، وجهی ندارد. در ادامه استاد، به اشکال محقق اصفهانی بر تعریف آخوند می‌پردازد و با بیانی عالمانه، مفصلا اشکال را تشریح می‌کند و سپس به دفاع از آخوند، اشکالات محقق اصفهانی را پاسخ می‌دهد.

نسخه عربی

تعریف مفهوم از دیدگاه مرحوم آخوند

6
  • اللَهمّ الّا أن یقال خود آن حرمت که حرمت سنخیّه باشد بدون تعلّق به یک متعلّقی در عالم خارج تحقّق پیدا نمی‌کند و این حرمت سنخیّه باید به متعلّقی متعلّق شود تااینکه به‌واسطۀ تعلّق به آن متعلّق، حرمت صنفیه و حرمت شخصیّه شود. حکم آن حرمت صنفیه تفاوت پیدا می‌کند.

  • بنابراین اگر ما بگوییم: «المفهوم حکم غیر مذکور» یعنی حکم صنفی که به ضرب و شتم تعلّق گرفته است ذکر نشده است و آن حکم که حرمت در منطوق است همان حرمت أُفّ است، به این حساب اشکال ندارد.

  • درست بودن هر دو تعریف «المفهوم حکم لغیر مذکور» و «المفهوم حکم غیر مذکور»

  •   بناءً‌علی‌هذا دو تعریف فرقی نمی‌کنند و هر دو درست هستند. اگر بگوییم: «المفهوم حکم لغیر مذکور»، در «إن جاءک زیدٌ فأکرمه» مفهوم معنای خودش را می‌دهد و درست است. در اینجا موضوع ذکر نشده است. موضوع در اینجا مجیء است، اما در باب مفهوم، عدم مجیء است. در ﴿فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفّٖ﴾ موضوع أُفّ است و در باب مفهوم، ضرب و شتم است. در اینجا هم موضوع ذکر نشده است، و این هم درست است.

  • اما اگر بگوییم: «المفهوم حکم غیر مذکور» در آنجا هم درست است. منظور از حکم اگر سنخیّت حکم باشد، اشکال به مرحوم آخوند وارد می‌شود. اگر منظور حکم صنفی باشد که به یک متعلّق تعلّق گرفته و محدود شده است، اشکال وارد نمی‌شود و مطلب درست است. بنابراین بنا بر دو توجیه هر دو معنا درست می‌شود.

  • پس وحدتی که مرحوم آخوند می‌خواستند از آن وحدتِ در باب تناقض استفادۀ وحدت در باب مفاهیم کنند، در مانحن‌فیه که باب منطوق و مفهوم است هیچ ربطی به باب تناقض ندارد! در تناقض بحث روی وجود خارجی دو قضیّه می‌رود ولی در اینجا بحث روی خود ماهیت دو قضیّه می‌رود. علاوه بر اینکه در اینجا اصلاً موضوع اتّحاد ندارد.

  • تلمیذ: تناقض آنجایی است که بین دو منطوق تناقض باشد یا اینکه دو مفهوم با هم تناقض داشته باشند نه‌اینکه تناقض بین مفهوم و منطوق باشد.