اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعریف مفهوم از دیدگاه مرحوم آخوند

0
اصول
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در جلسه چهارم از سلسله دروس خارج اصول، به تعریف مفهوم از منظر مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد. ایشان ضمن بیان اشکال صاحب کفایه بر تعریف مشهور، وجه عدول ایشان از این تعریف را تبیین می‌کند و سپس به مقایسه تعریف مشهور و تعریف آخوند پرداخته و ضمن توضیح رابطه منطقی منطوق و مفهوم، بیان می‌دارد که این تقابل، تناقض نیست و تناقض مربوط به قضایای خارجیه می‌باشد و لذا می‌توان گفت هردو تعریف درست و خالی از اشکال است؛ پس عدول کفایه از بیان مشهور، وجهی ندارد. در ادامه استاد، به اشکال محقق اصفهانی بر تعریف آخوند می‌پردازد و با بیانی عالمانه، مفصلا اشکال را تشریح می‌کند و سپس به دفاع از آخوند، اشکالات محقق اصفهانی را پاسخ می‌دهد.

نسخه عربی

تعریف مفهوم از دیدگاه مرحوم آخوند

3
  • نقد عدول مرحوم آخوند از تعریف مشهور

  • آیا تقابل بین منطوق و مفهوم مخالف، تناقض است؟

  • مطلبی که به‌نظر می‌رسد این است که اولاً باید بدانیم که بین «إن جاءک زیدٌ فأکرمه» و «إن لم یجئ زیدٌ فلا تکرمه» کدام‌یک از اقسام تقابل است؟ آیا نقیضین هستند یا نقیضین نیستند. در باب متناقضین وَحَداتی را در موضوع و محمول و آن حدود لحاظ می‌کنیم. بنابراین وجود و تحقّق یکی از دو قضیۀ متناقضین در آنِ واحد، عدم تحقّق قضیة اُخری را در همان آنْ لازم گرفته است. در باب متناقضین چون چاره‌ای نیست از اینکه تمام حدود و قیود ذکر شوند، لذا در آنجا وحدت موضوع و محمول و شرایط و مقارنات را ذکر کرده‌اند. ولی در قضیۀ «إن جاءک زیدٌ فأکرمه» و «إن لم یجئ فلا تکرمه» باید ببینیم که آیا موضوع در این دو قضیّه هم واحد است؟ و به‌عبارت‌دیگر آیا این دو قضیّه متناقض هستند تااینکه اجتماع آنها در آنِ واحد میسور نباشد یا اینکه در اینجا موضوع متعدّد است؟ در جملۀ «إن جاءک زیدٌ فأکرمه» آیا مجیء زید موضوع است یا خود زید موضوع است؟ مسلّماً مجیء زید موضوع است! و در جملۀ «إن لم یجئ زیدٌ فلا تکرمه» عدم مجیء، موضوع است. به‌عبارت‌دیگر به‌واسطۀ اختلاف در موضوع، حکم مختلف شده است اما در قضیۀ متناقضین به‌واسطۀ اتّحاد در موضوع، حکم مختلف می‌شود، و این‌دو با هم خیلی فرق می‌کنند.

  • یک‌وقت می‌گوییم: اگر زید در این لحظه و در این ساعت آمد اکرامش کن. بعد می‌گوییم اگر زید در این ساعت و در این لحظه آمد، اکرامش نکن؛ این می‌شود متناقضین. یعنی دو حکمِ مخالفِ با هم و با عدم سنخیّت در آن حکم، بر یک موضوع واحد با اجتماع تمام آن وحدات حمل شده است. پس مفاد دو قضیۀ متناقضین این است که اگر زید در این ساعت و در این مکان آمد اکرامش کن. همۀ خصوصیّات زمانیه و مکانیه و زید با تمام شرایطش سبب وجوب اکرام است. بعد در حکم متناقض می‌گوییم: اگر زید با همین خصوصیّات و با همین شرایط در این زمان و در این مکان آمد، اکرامش نکن. این می شود متناقضین.