
جملات انشائی و اخباری
نظر مرحوم آخوند در مدالیل تضمنی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه سوم از سلسله دورس خارج اصول، در ادامه بیان انحای دلالت الفاظ بر مدالیلشان، ضمن اشاره به دلالت تصدیقی و دلالت وجودی، تفاوت آنها را بیان کرده و میفرماید: کلام، ورای دلالت تصوری و تصدیقی، دلالتی به نحو إخبار دارد؛ که گاه إخبار عن الوجود است و گاه، إخبار عن الایجاد. استاد معتقد است از نظر اصل إخبار، هیچ تفاوتی بین جملات انشائیه و جملات إخباریه وجود ندارد؛ تفاوت آنها در همان إخبار عن الوجود یا إخبار عن الایجاد میباشد. در ادامه درس، توضیحات مبسوطی پیرامون حقیقت و اقسام انشاء، حکم حاکم شرع که شبیه به آن است، و انشای نکاح ارائه میگردد. استاد تأکید میکند که تمام این سخنان در صورتی است که متکلم در مقام بیان باشد و مخاطب در مقام تخاطب، این مطلب را احراز نماید. در بخش پایانی این جلسه، به دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی در باره مدالیل تضمنیه پرداخته میشود. استاد ضمن تشریح دیدگاه ایشان، به نقد آن میپردازد.
جملات انشائی و اخباری
7اما درصورتیکه خود زوجه صبر کند و بعد شوهر کند فرق میکند. یعنی شارع آنقدر به این حکم و اعتبار حاکم ترتیب اثر میدهد که حکم اعتباری او را کالواقع فرض میکند و دیگر قابل بازگشت هم نمیداند؛ این میشود إنشاء. و درمورد نکاح و امثالذلک هم همینطور است.
انشاء صیغه نکاح
حالاکه وارد بحث انشائات شدهایم بیشتر توضیح میدهیم. منبابمثال شما میخواهید بین یک زن و یک مرد صیغه بخوانید، میگویید: «انکحتُ موکّلتی بموکّلکَ علی المهر المعلوم» شما در نفس خودتان چهکار کردید و چه عملی را انجام دادید؟! در انکحت موکّلتی و قبلتُ که وکیل میگوید، چه عملی انجام شده است؟! مگر بهصرف گفتن یک انکحت موکّلتی دو نفر حلال میشوند؟! مگر جملات إخباریۀ ما در عالم واقع دلالت بر یک ایجاد میکنند؟! وقتی که میگویید: «من نکاح کردم» در عالم خارج نکاحی تحقّق پیدا نکرده است، همۀ این جملات شما دروغ و بیمعنا است! عاقد همین کاری را انجام میدهد که عوام انجام میدهند و این عوام هم همان کاری را انجام میدهند که ما انجام میدهیم؛ منتها چون ما مسئله را از عامیانه بودن درمیآوریم، آن را مشکل میکنیم.
همین آقای عامی وقتی که نزد یک خانم میرود و میگوید: «آیا زن من میشوی؟» و او میگوید: «بله»، در آنموقع یک احساس بین مرد و زن بهوجود میآید. این احساس صرف خوش آمدن نیست، چون اگر در خیابان هم او را میدید و از او خوشش میآمد این احساس وجود نداشت. این احساس، همان احساس زوجیّت و علقهای است که با گفتن «آیا تو زن من میشوی؟» و او هم بگوید: «بله» این احساس در آنها بهوجود میآید. یعنی وقتی که میگوید: «بله، من زن تو میشوم» خودش را در حیطۀ ولایی آن مرد میبرد. وقتی هم که آن مرد میگوید: «آیا تو زن من میشوی؟» او را در حیطۀ ولایی خودش میگیرد. این را میگویند: زوجیّت.
