اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جملات انشائی و اخباری

نظر مرحوم آخوند در مدالیل تضمنی

0
اصول
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه سوم از سلسله دورس خارج اصول، در ادامه بیان انحای دلالت الفاظ بر مدالیل‌شان، ضمن اشاره به دلالت تصدیقی و دلالت وجودی، تفاوت آنها را بیان کرده و می‌فرماید: کلام، ورای دلالت تصوری و تصدیقی، دلالتی به نحو إخبار دارد؛ که گاه إخبار عن الوجود است و گاه، إخبار عن الایجاد. استاد معتقد است از نظر اصل إخبار، هیچ تفاوتی بین جملات انشائیه و جملات إخباریه وجود ندارد؛ تفاوت آنها در همان إخبار عن الوجود یا إخبار عن الایجاد می‌باشد. در ادامه درس، توضیحات مبسوطی پیرامون حقیقت و اقسام انشاء، حکم حاکم شرع که شبیه به آن است، و انشای نکاح ارائه می‌گردد. استاد تأکید می‌کند که تمام این سخنان در صورتی است که متکلم در مقام بیان باشد و مخاطب در مقام تخاطب، این مطلب را احراز نماید. در بخش پایانی این جلسه، به دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی در باره مدالیل تضمنیه پرداخته می‌شود. استاد ضمن تشریح دیدگاه ایشان، به نقد آن می‌پردازد.

نسخه عربی

جملات انشائی و اخباری

10
  • نظر مرحوم آخوند در مدالیل تضمّنی

  • تبیین دیدگاه مرحوم آخوند

  • مرحوم آخوند در اینجا بیانی دارند؛ ایشان می‌فرمایند: «الفاظ هیچ‌گونه دلالتی بر مدالیل تضمّنی ندارند.» به این بیان که مفاهیم الفاظ و مدلول الفاظ همیشه بسیط هستند و هیچ‌وقت مرکّب نیستند. وقتی که می‌گویم: زید، بیشتر از یک معنا از این زید استفاده نمی‌شود؛ نه‌اینکه بر یک معنای مجموعی و جزئی دلالت می‌کند و آن جزئی، تضمّنی باشد. مفاهیم الفاظ همیشه بسیط هستند. وقتی که من می‌گویم: حلوا ارده، این حلوا ارده یک معنای بسیط است و جزء ندارد. بعد ذهن آن را ترکیب و تجزیه و تحلیل می‌کند؛ یعنی خود ذهن می‌فهمد ولی خود لفظ دلالتی ندارد. ما در بسیاری از موارد یک لفظ را می‌گوییم که دلالت بر یک کل می‌کند و اصلاً آن معنای جزء در نظرِ نمی‌آید. من‌باب‌مثال وقتی که می‌گویم: «ضربتُ زیدًا» دست زید هم داخل در زید است و رأس زید هم داخل در زید است و رجل زید هم داخل در زید است؛ تمام اینها اجزاء تضمّنیه هستند و در مفهوم زید داخل هستند. شما هیچ‌وقت از این ضربت زیدًا دست و پا و رأس زید درنظرتان نمی‌آید. پس الفاظ هیچ‌وقت دلالت تضمّنی در معنای جزئیۀ مفهوم خودشان را ندارند.

  • نقد دیدگاه مرحوم آخوند

  • مطلبی که در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که جناب آخوند، اینکه شما می‌فرمایید: «مفاهیم بسیط هستند و هر کلام بر آن مفهوم بسیط دلالت می‌کند بدون اینکه بر جزء دلالت داشته باشد»، مگر همۀ دلالات در یک رتبه هستند تااینکه دلالت مغفول‌عنها در دلالات خطابیه وارد نشود؟!

  • دیروز عرض کردیم که دلالات دارای مراتبی هستند؛ دلالت ظاهر داریم، دلالت أظهر داریم، دلالت خفیّ داریم، دلالت أخفیٰ داریم. در باب کنایات، اصلاً ممکن است که در بعضی از آنها معنای مکنّی‌به هیچ‌وقت در ذهن نیاید؛ یعنی آیا چون این معنا در ذهن نمی‌آید، لفظ بر این معنا دلالت نمی‌کند؟! قطعاً دلالت می‌کند! منتها این دلالت تابع جودت و حِدّت ذهن آن مخاطب است. گاهی‌اوقات ذهن مخاطب جودت دارد و آن معنا زود در ذهنش می‌آید و گاهی‌اوقات آن معنا دیر در ذهن می‌آید. ممکن است شما از یک عبارت معانی متعدده‌ای را بفهمید، از یک لفظ دلالات متعدده‌ای را بفهمید. شما دلالت یک کلام بر مدالیل مختلفه را برحسب التزاماتی که لازمۀ مفهوم مطابقی این کلام است می‌فهمید. شما از کجا می‌گویید که چون این دلالت مغفول‌عنها است پس لفظ دلالت تضمّنی ندارد؟! نه‌خیر، دلالت تضمنی دارد! وقتی که من می‌گویم: «ضربت زیدًا» این لفظ من بر زدن زید، بر زدن رأس زید، بر زدن بدن زید، بر زدن رِجل زید و بر زدن ید زید دلالت می‌کند؛ چرا دلالت نکند؟!