
جملات انشائی و اخباری
نظر مرحوم آخوند در مدالیل تضمنی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه سوم از سلسله دورس خارج اصول، در ادامه بیان انحای دلالت الفاظ بر مدالیلشان، ضمن اشاره به دلالت تصدیقی و دلالت وجودی، تفاوت آنها را بیان کرده و میفرماید: کلام، ورای دلالت تصوری و تصدیقی، دلالتی به نحو إخبار دارد؛ که گاه إخبار عن الوجود است و گاه، إخبار عن الایجاد. استاد معتقد است از نظر اصل إخبار، هیچ تفاوتی بین جملات انشائیه و جملات إخباریه وجود ندارد؛ تفاوت آنها در همان إخبار عن الوجود یا إخبار عن الایجاد میباشد. در ادامه درس، توضیحات مبسوطی پیرامون حقیقت و اقسام انشاء، حکم حاکم شرع که شبیه به آن است، و انشای نکاح ارائه میگردد. استاد تأکید میکند که تمام این سخنان در صورتی است که متکلم در مقام بیان باشد و مخاطب در مقام تخاطب، این مطلب را احراز نماید. در بخش پایانی این جلسه، به دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی در باره مدالیل تضمنیه پرداخته میشود. استاد ضمن تشریح دیدگاه ایشان، به نقد آن میپردازد.
جملات انشائی و اخباری
11بنابراین شما نمیتوانید معنای تضمّنی را خارج از دلالات بهحساب بیاورید و آن را داخل در التزام بکنید. تضمّن بهجای خود، التزام هم بهجای خود. دلالت التزامی کیفیت دلالت دالّ است بر مدلولی که در نطق ما دخالت ندارد و در محل نطق ما نیست؛ به این دلالت التزامی میگوییم. ولی دلالت تضمنی در محلّ نطق ما هست؛ مثلاً وقتی که من میگویم: «امروز حلوا ارده خوردم» این کلام من دلالت میکند که من هم حلوا خوردهام و هم ارده. اگرچه به یک عبارت بیان کردم. آیا دلالت بالاتر از این هم هست؟!
و یؤیّده اینکه اگر شارع حکمی را بر یک معنای تضمّنی مترتّب کند و در ضمن یک مفهوم بسیط کلی بیان کند، آیا این حکم بر این معنای تضمّنی حمل نمیشود و استفاده نمیشود؟! منبابمثال شارع بگوید: «اگر سر شما درد گرفت نماز ایستاده از شما برداشته میشود و باید نشسته نماز بخوانی.» یا شارع بر وَجع رأس حکمی را حمل میکند، بعد یک نفر میگوید: «ضربت زیدًا بتمام جسده و بدنه»، من زید را زدم و او را لِه کردم. آیا از این إخبار، حکم شارع که رفع صلاة قائماً بر این وجع رأس است استفاده نمیشود؟! اگر این کلام مخبر بر آن معنای جزء دلالتی نکند آیا شما از اینجا استفاده نمیکنید که به این واسطه حکم برداشته شده است؟! یا اگر همین مطلب در خود کلام شارع باشد و شارع حکمی را بیان کند و سپس از این حکم یک معنای تضمّنی استفاده شود، آیا بر آن معنای تضمّنی حکم شرعی حمل نمیشود؟! اگر دلالت نکند پس از کجا این حکم شرعی بر این معنای تضمّنی حمل میشود؟!
إنشاءالله این مطلب در بحث بعدی خواهد آمد که ممکن است در بسیاری از مواقع ترتّب حکم بر معنای تضمّنی اقوی باشد از ترتّب حکم بر اصل معنای مطابقی. و عنایت شارع به معنای تضمّنی اقوی باشد از عنایتش به آن معنای مطابقی. و عرف یک ارتباط مستقیم و تلازم مستقیم بین معنای تضمّنی و معنای مطابقی در آنجا احساس میکند و شارع میتواند احتجاج کند. پس اینکه میگویید: لفظ بر معنای تضمّنی دلالت ندارد، از این نقطهنظر که آن معنای تضمّنی مغفولعنه است، نمیتوان ظاهراً مساعدتی به این کلام کرد.
