اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اقسام اراده متکلم و معنای مفهوم و منطوق

0
اصول
جلسات

در دومین جلسه از سلسله دروس خارج اصول، مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس الله سرِّه) ضمن پیگیری بحث معنای منطوق و مفهوم، بیان می‌کند متکلم مطابق قانون محاوره، دو نوع اراده دارد: اراده ابتدایی یا مفهومی و اراده جدی یا وقوعی؛ از نظر ایشان اراده وقوعی معنای التزامی است و نه معنای مطابقی. استاد سپس با اشاره به تعدد دلالات در کلام واحد، در صدد پاسخ به این پرسش می‌شود که دلالت وقوعی، مفهوم است یا منطوق؟ آیة الله طهرانی، در پایان ضمن بیان تعریف مشهور از مفهوم، یعنی دلالت لفظ بر معنای التزامی، می‌فرماید: اگر این‌طور باشد، مجاز و کنایه داخل در مفاهیم می‌شوند.

نسخه عربی

اقسام اراده متکلم و معنای مفهوم و منطوق

4
  • و مانند همین مشترک لفظی است آن الفاظی که بر اشتراک معنوی یا بر عموم المجاز دلالت می‌کنند، ـ شاید دو تعبیر مختلف است ولکن درواقع یکی است ـ همین مفهوم مبهم که در مشترک لفظی می‌آید، در اینجا هم می‌آید. مثلاً اگر قائل شویم که لفظ امر هم بر وجوب دلالت می‌کند هم بر استحباب، هم بر تحذیر، هم بر استهزاء، هم بر تعجیل و امثال‌ذلک، دراین‌صورت وقتی که شارع یا مولا یک لفظ امری را بگوید خواهی‌نخواهی معنای مبهمه‌ای که در همۀ اینها سریان و جریان دارد در ذهن مخاطب می‌آید و آن معنای طلب است. اما اینکه نحوۀ طلب به چه صورت است احتیاج به قرینه دارد. مخاطب به‌دنبال این می‌گردد که این طلب چگونه است، نه‌اینکه از اول معنای امر را بر نهی [یا بر جحد] حمل کند، نه‌اینکه از اول معنای عین را بر کلب مُعَلَّمْ حمل کند؛ بلکه لفظ امر دلالت بر آن معنای مبهمۀ طلب دارد. منتها در تشخیص مصداق معنای مبهمه نیاز به قرینه دارد؛ و فرقی نمی‌کند که قرائن حالیه باشد یا مقالیه.

  • تلمیذ: در الفاظ مشترک، لفظ برای تک‌تک معانی وضع شده است. بر معنای جامع وضع نشده است پس چگونه لفظ دلالت بر معنای جامع می‌کند؟!

  • استاد: وقتی می‌گوییم: رأیت عینًا لفظ عین ابتدائاً بر تک‌تک آن معانی‌ای که برای آن وضع شده است دلالت می‌کند، یعنی وقتی که متکلم می‌گوید: رأیت عینًا یا تک‌تک آن معانی عین در ذهن می‌آید، یا من‌حیث‌المجموع در ذهن می‌آید؛ نه‌اینکه روی خصوص اینها انسان بخواهد فکر کند. و به‌عبارت‌دیگر وقتی که متکلم لفظ عین را می‌گوید، چون این لفظ، لفظ مشترک است مخاطب ابتدئاً برای خودش یک منطوق را وضع می‌کند که اسم آن را منطوق مبهم می‌گذاریم. این منطوق مبهم از تک‌تک آن منطوق‌ها و آن مفاهیم موضوع‌ٌله‌ی آن لفظ، جنبۀ حکایی دارد.

  • من‌باب‌مثال الفاظی که بر جنس دلالت می‌کند مثل برنج یا گندم یا اسد. اسد بر حیوان مفترس دلالت می‌کند؛ منتها از آنجایی که حیوان مفترس مصادیق متعدده‌ای دارد، کدام‌یک از این مصادیق موردنظر متکلم است؟ آیا اسد مؤنث را من دیده‌ام یا اسد مذکر را؟ آیا اسد پیر را دیده‌ام یا اسد جوان را؟ آیا بچۀ اسد را دیده‌ام یا خودش را؟ اسد ابیض را دیده‌ام یا اسد اصفر را؟ اسد چه نژادی را دیده‌ام؟ تمام اینها مصادیقی برای آن منطوق و آن مفهوم هستند.