
مقدمهای در معنای مفهوم و منطوق
در اولین جلسه از سلسله دروس خارج اصول فقه، مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) بر اساس ترتیب کفایة الاصول، به مبحث مفاهیم ورود مینماید. در ابتدا ایشان تعریف رایج اصولیون از مفهوم را بیان کرده و به نقد و ارزیابی آن میپردازد. ایشان ضمن بیان این نکته که افعال همانند کلمات، ذهن را به معنا منتقل میکند، در معنای مفهوم توسعه داده و آن را به هر معنای لازم از مدالیل مطابقی، اطلاق مینماید. از نگاه ایشان، این توسعه، در استعارات، کنایات و مجازات بسیار مفید و مهم میباشد و لذا در ادامه به مقایسه استعاره و کنایه پرداخته و تفاوت و شباهت آن دو را تبیین میکنند. در اخیر، استاد بیان میدارد که منطوق و مفهوم دو لازمه لاینفک هر عبارتی است که خواه و ناخواه با آن همراه است.
مقدمهای در معنای مفهوم و منطوق
8الآن که شما با لفظ کثیرالرماد میگویید و کنایۀ آن را متوجه میشوید بهخاطر این است که شما اهل محاورۀ آن زمان هستید و بر محاورۀ آن زمان مطّلع هستید، والاّ عرف که از کثیرالرماد؛ فلانی خاکسترش زیاد است، چیزی نمیفهمد و میگوید: خاکسترش زیاد است یعنی چه؟! آیا خاکسترش زیاد است یعنی هیزم فروش است و منقل دارد؟!
عدم نیاز کنایه به قرینه
تلمیذ: اگر استعاره باشد باید مناسبت وجود داشته باشد.
استاد: مناسبتش را به صرف یک علاقه درست میکنیم. این لفظ را به صرف یک عنایت در این معنای مجاز استعمال کردهایم. مثل اینکه در رأیت اسدًا، أسد را به یک عنایت در رجل شجاع استعمال میکنیم. اشکال ندارد که الآن کثیرالرماد در آن عرف خاص، در همان معنا استعمال شود ولیکن مجاز است و کنایه نیست. اما در عرف عام بدون قرینه هیچچیزی نیست و اگر بخواهیم کثیرالرماد را بیاوریم باید حتماً قرینه بیاوریم. کنایه قرینه نمیخواهد بلکه مجاز و استعاره است که قرینه میخواهد. اما کثیرالرماد در عرف عام نیاز به قرینه دارد.
تلمیذ: متکلم گاز را به منزلۀ رماد حساب کرده است لذا قطعاً ذهن به این منتقل میشود که پخت و پز این شخص زیاد است و جواد است.
استاد: پس شما در اینجا کثیرالرماد را در گاز روشن استعمال کردید؛ این منطوق نیست، این استعاره میشود و این دوتا شد. مثل این است که شما لفظ اسد را در رجل شجاع استعمال کردهاید، این میشود استعاره. عرض من این است که اگر بخواهید کنایه باشد با کثیرالرماد نمیتوانید کنایه را برسانید.
منطوق و مفهوم دو لازمۀ لاینفک عبارت
بنابراین آنچه الآن مدّ نظر من است این است که وقتی متکلم بیانی را القاء میکند یا عبارتی در جایی متجلی میشود، خواهینخواهی آن مدلول مطابقی در ذهن مخاطب خواهد آمد؛ چه منظور جدی متکلم، مدلول مطابقی باشد یا نباشد. در این مطلب شکی نیست. و همینطور خواهینخواهی مفهوم و آن مدلول التزامی این عبارت یا آن فعل هم در ذهن مخاطب میآید؛ چه منظور متکلم آن مدلول التزامی باشد یا نباشد، چون اینها لازم لاینفک هستند.
