اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مقدمه‌ای در معنای مفهوم و منطوق

0
اصول
جلسات

در اولین جلسه از سلسله دروس خارج اصول فقه، مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) بر اساس ترتیب کفایة الاصول، به مبحث مفاهیم ورود می‌نماید. در ابتدا ایشان تعریف رایج اصولیون از مفهوم را بیان کرده و به نقد و ارزیابی آن می‌پردازد. ایشان ضمن بیان این نکته که افعال همانند کلمات، ذهن را به معنا منتقل می‌کند، در معنای مفهوم توسعه داده و آن را به هر معنای لازم از مدالیل مطابقی، اطلاق می‌نماید. از نگاه ایشان، این توسعه، در استعارات، کنایات و مجازات بسیار مفید و مهم می‌باشد و لذا در ادامه به مقایسه استعاره و کنایه پرداخته و تفاوت و شباهت آن دو را تبیین می‌کنند. در اخیر، استاد بیان می‌دارد که منطوق و مفهوم دو لازمه لاینفک هر عبارتی است که خواه و ناخواه با آن همراه است.

نسخه عربی

مقدمه‌ای در معنای مفهوم و منطوق

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  •  

  • به نظر می‌رسد به‌خاطر اهمیت در مسائل اصول لفظیه، فعلاً بحث‌های مقدماتی اوامر و نواهی و مشتق و... را مطرح نکنیم و به بحث ظواهر و اصول لفظیه و... بپردازیم.

  • ابتدائاً بحث مفاهیم را شروع می‌کنیم و مرحوم آخوند هم با همین عنوان بحث اصول لفظیه را شروع می‌کنند.

  • به‌طور کلی باید ببینیم که متکلم در مقام بیان مطلب خود، در صدد چیست؟ متکلم به‌واسطۀ بیان مطلب، ارتباطی بین خود و بین مخاطب ایجاد می‌کند و آن معنای منویّ خود را به مخاطب القاء می‌کند. آن معنایی که از نفس متکلم و از نفس قاصد به مخاطب القاء می‌شود، ممکن است به چند صورت متجلّی شود؛ ممکن است یک نوع با الفاظ باشد و یک نوع با اشاره باشد و یا با افعالی باشد که دلالت بر آن معنا کند.

  • بنابراین هیچ فرقی بین اقوال و بین افعال نیست مگر در نحوۀ القاء معنا؛ وإلاّ در خود معنا منظور و مقصود جدّی قاصد و متکلم یکسان است.

  • مقدمه‌ای در توسعۀ مفهوم به افعال

  • مطلبی که عرض می‌کنم مقدّمه‌ای است برای اینکه بگویم این بحث مفهوم به چه مواردی توسعه پیدا می‌کند. در بعضی از اوقات متکلم زبان ندارد، بلکه با فعلش مطلب را بیان می‌کند. [یعنی] متکلم به منظور‌هایی برای بیان معنا، مانع و رادع دارد؛ لذا آن معنا را با فعل خود بیان می‌کند؛ مثلاً زبان ندارد و با اشاره بیان می‌کند. در بعضی از موارد، بیان معنا با لفظ واضح تر و اوضح از فعل است و در بعضی از موارد، فعل اوضح از لفظ است. متکلم به دواعی مختلفه آن معنای منویّ خود را به مخاطب القاء می‌کند.

  • روی‌این‌حساب آن ملاکی که در تمام افعال و اقوال و اشارات متکلم وجود دارد عبارت است از آن معنا و مفهومی که آن مفهوم در ذات متکلم منوی است؛ منتها نحوۀ بیان آن مفهوم، صور مختلفی به خود می‌گیرد و مصادیق مختلفی دارد.