جلسه ۲۱۵
توضیحات:
93. غرر في قاعدة إمكان الأشرف
جلسه ۲۱۵
3استفاده از امکان اشرف از نقطهنظر اخلاقی و مسائل اعتباری
ما این را بهعنوان تمثیل عرض کردیم که امکان اشرف این را به ما میرساند ولی از نقطهنظر اخلاقی و عقلی ما میتوانیم استفادههایی از این بکنیم مثلاً همین مسئلۀ ولایت فقیه در حکومت اسلام را میتوانیم بر این پایه بگذاریم که اگر ملاک برای تصدّی حکومت، وجود اوصافی باشد و وجود اتصاف به یک ملاکهایی باشد که آن ملاکها تصدّی یک فرد را تصحیح و تجویز کند ما میتوانیم با امکان اشرف اثبات کنیم که اگر این ملاکها در بالاتر از این برای شخصی قرار داشت او در اینجا حق تصدّی را دارد و دیگران ندارند. یعنی اگر منبابمثال عقل و تدبیر جامعه وجود داشت بر اینکه این مصحح برای تصدّی حکومت است با امکان اشرف میرساند که ممکن است از این بالاتری از این نقطهنظر در جامعه وجود داشته باشد. وقتی که وجود داشت بنابراین برای تصدّی حق به او میرسد. اگر برای ادارۀ مملکتی علم لازم است، اطلاع بر علوم و سیاست لازم است امکان اشرف این را میرساند که ممکن است در جامعه فردی باشد که از این افرادی که الآن تصدّی دارند دارای مقام اشرفی باشد پس باید به او برسد. اگر برای تقلید از یک شخص که لازمهاش فقاهت است و علم به فقه لازم است امکان اشرف این را به انسان میرساند که اگر شخصی ممکن باشد که بالاتر از او وجود داشته باشد پس او واجب التقلید است.
بهطورکلی در مسائل اخلاقی و اعتباری این قضیۀ امکان اشرف خیلی بهدرد میخورد که همینقدر عقل در یک نقطه امکان أزید از این را تجویز کرد، به آن ملاکی که تبعات و آثاری بر اخس مترتب میشود، به همان ملاک آن آثار و تبعات به طریق اولیٰ بر اشرف مترتب میشود و این در همهجا اطّراد دارد.
اینکه ما بحث امکان را در اینجا مطرح کردیم همینطور در سلسلۀ طولیه هم همین بحث پیش میآید که وقتی در این عالم نفسانی، عالم شهادت، دنیا و آخِرِ تنزّلات ما علم احساس میکنیم، قدرت و حیات احساس میکنیم امکان مقام علمیت و اتصاف به علمیت و حیات و قدرت و امثالذلک در بالاتر ـ حالا کاری به عالم شهادت ولو عوالم بالا مثل ملکوت و اینها نداریم ـ امکانش باید وجود داشته باشد. این بحث در اینجا به این مقدار ختم نمیشود. بحث امکان اشرفی که مرحوم حاجی و امثاله دارند از آن بحث میکنند امکان را بهجهت وجودی دارند بار میکنند یعنی قضیۀ امکان اشرف ما را میرساند که باید و واجب است اشرفی وجود داشته باشد یعنی در واقع ما از امکان اشرف، یک پله به وجوب اشرف برمیگردیم؛ وجوب باید وجود داشته باشد. ادلّهای که اینها ذکر میکنند ادلّهای است که بد نیست خوب است ولیکن ما از راه دیگری میتوانیم قضیۀ امکان اشرف را ثابت کنیم.

