جلسه ۲۱۴
توضیحات:
92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية
جلسه ۲۱۴
14مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ را در تمام کارها نگاه کنید، گفتند که آقا فلانتان میکنیم، آقا شما را به تخت میبندیم، ببندید! آقا به شما آمپول میزنیم، بزنید! این دوا برای شما خوب است، خوب است! فردا میگفتند که این دوا بد است، بسیار خب! امروز باید این رژیم را بگیرید، بسیار خب! بعد از چند سال همین آقایان دکترهای احمق فهمیدند که این رژیم برایشان بد است و گفتند که این رژیم را باید عوض کنید و چیز مقوی و دوا بخورید، باشد! این را عارف کامل میگویند یعنی الآن مگر به مقتضای عمل به کثرت، نباید ﴿فَسَۡٔلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ﴾1 باشد؟! ایشان دارد عمل میکند. در عمل به حرف طبیب چنان ایشان دقیق بودند و چنان ایشان چیز بودند که اصلاً هیچکس به گردشان نمیرسید درعینحال آیا ایشان نمیداند که حالا دکتر اشتباه میکند؟! یعنی ما باید خیلی احمق باشیم. آیا حضرت موسی نمیداند این [بچه] وقتی بزرگ میشود [موجب فساد میشود؟!] حضرت موسی میخواهد به کثرت عمل شود، میگوید که تمام بیا و برو و پیغمبری و کتاب و این حرفها این است که به کثرت عمل شود! در عمل به کثرت ما به وحدت برسیم و از کثرت ما پخته شویم و به وحدت برسیم والاّ یک گوشه بنشینیم و در غار حراء [بهطوریکه] با کثرت سر و کار نداشته باشیم و جبرئیل بیاید و برود، اینکه پختگی ندارد این حالت که چیزی ندارد.
پس دعوای حضرت موسی با حضرت خضر براساس این نبود که نمیدانست که این قضیه چه میشود، ﴿قَالَ أَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا زَكِيَّةَ﴾ یعنی برحسب ظاهر این بچه که گناهی نکرده است، او که هنوز مکلف نشده است، واقعاً هم گناه نکرده است، الآن بچه نفس الزکیه است بچهای که قبل از بلوغ است و واقعاً کلمۀ تکلیف بر او نیست و دهساله است و اصلاً حتی ممیّز هم نیست، این معصوم است دیگر ولی صحبت در این است که حضرت خضر میبیند که این استعدادی که الآن در او هست بعداً به فعلیت مفسدهای میرسد، ـ بعداً! الآن نه! ـ میگوید که الآن دخل او را بیاورم که به آن مفسده نرسد بعد بهواسطۀ فعلیتی که در آن دنیا پیدا میکند خود او هم کارش درست شود و بهشتی شود!
- . سوره انبیا (21) آیه 7. سر الفتوح ناظر بر پرواز روح، ص 34:
«اگر چنين هستيد كه نمىدانيد، از اهل ذكر بپرسيد!»
- . سوره انبیا (21) آیه 7. سر الفتوح ناظر بر پرواز روح، ص 34:

