جلسه ۲۱۳
توضیحات:
92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية
جلسه ۲۱۳
7از این نقطهنظر توجیه کردند ولی اشکالات به این مسائل وارد میشود، همانطوریکه خود مرحوم حاجی میگوید: اگر قرار باشد که قضایا اینطور باشد، شما صور را به مثل برگردانید دردسرش کمتر است تااینکه بخواهید مُثل را به صور برگردانید. اشکالات راجع به این قضیه را ایشان ذکر میکند.
و ذلكَ هو المِثلُ لِهذهِ أي مُتَّفِقٌ مَعَها فِي الماهيةِ و لوازمِها كَما قالَ بِهِ صدرُ المتألّهين ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ بناءً على جوازِ كونِ بعضِ أفرادِ حقيقةٍ واحدةٍ مادياً و بعضِها مجرداً لِأصالةِ الوجودِ و تَشكيكِهِ و جوازِ الحركةِ الجوهريةِ لا مجردُ المثالِ المناسب لَها بِوجهٍ و إن اختَلَفا ماهيةً كَما يُفهَمُ مِن بعضِ كلماتِ الشِّيخِ الإشراقي على ما نَسَبَه إليه صدرُ المتألهين ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ و ظَنِّي أنَّ الشيخَ أيضاً لا يَكتفي بِمجردِ المِثالِية و الأنمُوذجية و المقصودُ مِن بعضِ عباراتِهِ المُوهمةِ التَنزِيْهُ عمّا هو مِن خصائِصِ عالَمِ المادة.1
«این مِثل برای این افراد است یا با این اصنام و افراد در ماهیت و لوازم ماهیت متفق است [همانطور که صدرالمتألّهین این را گفت] بنا بر اینکه اشکال نداشته باشد که بعضی از افراد یک حقیقت واحده مادی باشند و بعضی مجرد باشند» این اشکالی ندارد درحالیکه حقیقت، حقیقت واحده باشد اگر حقیقت مختلف باشد اشکال میشود. اگر بگوییم که حقیقت یک حقیقت واحده است در مادی و مجرد بودنش مسئلهای پیش نمیآید «چون اوّلاً ما قائل به اصالت وجود هستیم» و وجود یک وجود سِعی است که هم ماده را شامل میشود هم غیر ماده را که مجرد باشد و چون اختلاف، اختلاف ماهوی نیست پس از این نقطهنظر مسئلهای پیش نمیآید. این یک.
«دوم اینکه تشکیک وجود است»؛ همان حقیقت واحد در وجود مادی ضعیف است و در وجود مجرد قوی است و تشکیک در وجود مسئلۀ ما را حل میکند که آن ماهیت یکی است الاّ اینکه آن وجود ضعیفتر دارد و دیگری وجود قویتر دارد و این موجب نمیشود که این حقیقت تفاوت پیدا کند مثل نور میماند که نور ضعیف و نور قوی هردو نور هستند اینهم همینطور است ماهیت و حقیقتشان یکی است.
- . منظومه، ج 3، ص 713.

