اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية

جلسه ۲۱۳

توضیحات:

92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۱۳

3
  • مسئلۀ دوم این است که ترتّب سلسلۀ علّی اقتضای مُثل افلاطونی را ندارد؛ اینکه ما در مرتبۀ عاشر قائل به عقول متکافئه باشیم دلیل نمی‌شود بر اینکه یک صورت انسانی وجود داشته باشد به وزان همین صورت مادی که خالق و علت برای این صورت است بلکه آنچه که ما درصدد و به‌دنبالش هستیم وجود عقلی است که جنبۀ علّی دارد. آن در اینجا هست اما اینکه او مثل این باشد در خصوصیات و در اسباب و شرائط، یک‌هم‌چنین مسئله‌ای با این تنازل سلسلۀ عقول ایجاب نمی‌کند لذا این اشکالات موجب شد که اینها مُثل افلاطونی را به صور مرتسمه تأویل و توجیه کنند و ارجاع بدهند؛ صوری که اینها عند ذات الباری ارتسام دارد و آن صور که جنبۀ علم باری است به ماسوای خودش جهت مرآتیت نسبت به اعیان خارجی دارد. این را صور مرتسمه یا مُثل می‌گویند.

  • پس برای اینکه اشکالاتی به آن مُثل وارد نشود می‌گویند که این علم تفصیلی حق نسبت به اعیان خارجی عبارت از همان جنبۀ علّی است که موجب تحقق اعیان خارجی است. پس همۀ اشیاء در ذات باری یک صوری دارند که جنبۀ حصولی ندارند ـ گرچه بعضی مشائین معتقدند به‌اینکه آن صور جنبۀ حصولی دارند که اشکالاتی به آن بار می‌شود که بعداً عرض می‌شود ـ و آن جنبه به بقاء ذات باقی است نه‌اینکه باقی به ابقاء ذات است یعنی ذات موجد او نیست بلکه او ازلاً موجود بوده است و ذات مبقی او نیست بلکه او به بقاء ذات باقی است. بنابراین اتحاد عینی با ذات دارد و وقتی که این‌طور شد دیگر این مسئله‌ای که افلاطون دارد که در آن مُثل افلاطونیه این مُثل قائم بالذات و مستقل هستند ما به این وسیله توجیه می‌کنیم و می‌گوییم: چون آن صور به بقاء ذات باقی هستند پس آنها قائم به ذات هستند یعنی قائم به ذات خودشان هستند. اشکال وارد نشود بر اینکه افلاطون قائل است به‌اینکه آن مُثل قائم به ذات خودشان هستند ولی این صور قائم بالغیر است؛ قیام عرض به موضوع، بلکه این صور هم از باب عینیت و اتحاد با ذات ... پس اینها قائم به ذات خودشان هستند نه‌اینکه دیگر یک جنبۀ عرضی دارد که آن جنبۀ عرضی از خارج وارد شده است و یک موضوعی می‌خواهد که این بر آن موضوع بار باشد مانند صور نفسانیه و صور ذهنیه که اینها جنبۀ عرضی و قائم به نفس دارند. اینها اتحاد و عینیت با ذات دارند پس اینها قائم به ذات خودشان هستند مثل مُثُل افلاطونیه.

/