جلسه ۲۱۳
توضیحات:
92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية
جلسه ۲۱۳
11قوم آمدند مُثل افلاطونیه را تأویل کردند و بعضی از این آقایان مثل معلم ثانی در کتاب جمع بین رأیین و اتباع ایشان آمدند جابهجا کردند و گفتند که منظور از مُثل افلاطونیه عبارت از صوری است که این صور در ذات باری تعالی است [همانا افلاطون و سقراط و غیر از ایشان] قائلاند که هر نوعی یک فرد مجردی دارد که آن زوالپذیر نیست بنابراین ما اینطور میگوییم: صورت علمیۀ الهیۀ از هر نوعی (مثل صورت علمیۀ انسان، صورت علمیۀ بقر، یک صورت علمیه مثل آنکه شما در ذهنتان میآورید) مجرد و لایتغیر است.
و لمّا قالوا إنَّها قائمةٌ بِذاتِها و الصورُ العلميةُ قائمةٌ بِذاتِ الله تعالى قُلنا و ذا أي قيامُها بِذاتِ بارِيها ـ عزَّ اسمُه ـ قيامُها بِذاتِهَا المأثور عَنِ الأفلاطونيين لأنَّه ـ جلَّ شأنُه ـ تمامُها لأنَّ علمَه الإجمالي الكمالي الذي هو عينُ ذاتِهِ كمالُ هذا العلمَ التفصيلي و لو لوحِظَ مسببيتها عنه تعالى كَما يُقال إنَّها عنه تعالى و الفاعلُ فيها هو الغايةُ فَالسَّببُ الغائي هو السببُ التمامي.1
«از آنجایی که افلاطون دربارۀ مثل میگویند: این قائم به ذاتش است و صور علمیه قائم به ذات خدا هستند و قائم به ذات خودشان هستند ما جواب میدهیم که اشکال ندارد صور علمیه هم قائم به ذات خودشان هستند و اینطور میگوییم: این قیام صور علمیه به ذات باری تعالی، مثل قیام این مُثل به ذات خودشان میماند ـ از افلاطون اینطور نقل شده بود ـ چطور؟! چون خداوند متعال تمام این صور است چون علم اجمالی کمالی پروردگار که عین ذاتش است ـ چون اینها قائلاند به اینکه علم اجمالی عین ذات است نه علم تفصیلی که لازمۀ آن علم اجمالی است ـ چون علم اجمالی پروردگار که آن علم کامل است و جنبۀ نقص ندارد یعنی موجب کمال این علم تفصیلی [است]» کمال علم تفصیلی به اندکاک او است در علم اجمالی که آن علم اجمالی متحد با ذات [است]. عرض میشود که پس این در اینجا به ذات خودش قیام دارد.
- . منظومه، ج 3، ص 720.

