جلسه ۲۱۲
توضیحات:
91. غرر في تحقيق ماهية المثل الأفلاطونية بعد الفراغ عن إنيتها
جلسه ۲۱۲
3تلمیذ: ... این فعلیت از ذات نفس انسان سرچشمه گرفته و ... دو عالم است؟!
استاد: آن ذات است. بله منافات ندارد ولی صحبت در این است که این نفسی که الآن به بدن تعلق گرفته است این الآن در مرحلۀ استعداد است یعنی این نفس برای پخته شدن خودش نیاز به چرخش دارد.
تلمیذ: جنبۀ ظهورش غیر از آن جنبۀ باطنش است؟
استاد: بله.
تلمیذ: پس دوتا شد؟
استاد: دوتا است.
تلمیذ: دوتا شد یکیاش را بگوییم که استعداد است یکیاش را هم بگوییم که فعلیت باشد؟
استاد: اشکال ندارد آنوقت آنکه فعلیت داشته عبارت از همان عالم ملائکه است همان جنبۀ فعلیتی که باطنش هست آن عبارت از عالم عقول و مجردات و ملائکه یا حقیقت خودش است اینها همه یکیاند و تفاوت نمیکنند؛ درهرصورت اینکه یکی شیء واحد از نقطهنظر واحد بخواهد دو جنبه به خود بگیرد محال است یعنی یک شیء واحد اگر استعداد دارد جنبۀ فعلیت ندارد.
تلمیذ: اینها علت را خارج از ذات انسان میدانند؟
استاد: کدام؟
تلمیذ: معمولاً وجود ندارد، زیرا برای انسان یک دائرهای قائلاند و این علت را خارج میدانند.
استاد: بله این اشکال از این نقطهنظر وارد است. عرض کردم از این نقطهنظر اشکال هست که عالم عقول و عالم ارواح از دائرۀ بساطت وجود نفس خارج است و بساطت وجود نفس همۀ عوالم و همۀ عقول را شامل میشود و کُلٌ بحَسَبِه، و آن جهت باطن میآید و جهت ظاهر را برمیگرداند و به فعلیت میآورد. این از این نظر هست. درست است.
غررٌ فِي تحقيقِ ماهيةِ المُثُلِ الأفلاطونية بعدَ الفراغِ عن إنِّيَّتِها.1
بعد از اینکه ما از انیّت اینها و از حرکت اینها فارق شدیم حالا میخواهیم ببینیم که حقیقت و ماهیتش چیست یعنی بعد از تحقق حالا میخواهیم ببینیم چه ماهیتی دارند و از چه مقولهای هستند. خلاصه چطوریاند! شاخ دارند دُم دارند چه دارند!
و عندنا المثالُ الأفلاطوني *** لِكُلِّ نُوعٍ فردُه العقلاني كُل كمالٍ في الطلسمِ وزعه *** مِن جهةٍ بِنَحو أعلى جمعه - . منظومه، ج 3، ص 702.

