اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

87. غرر في تمايز الأشعة العقلية

جلسه ۲۰۹

توضیحات:

87. غرر في تمايز الأشعة العقلية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۰۹

12
  • وقتی که ما به جنبۀ بالا نگاه می‌کنیم در آنجا عشق و شوق ما زیاد می‌شود ولی اگر نگاه به خودمان بکنیم در سر خودمان می‌زنیم که ما چرا بدبختیم، چرا بیچاره‌ایم. سالک باید به‌ هر دو جهت نگاه کند هم به خدای خودش نگاه کند که به‌به چه بالاست چه عالی است، چه خوب است حالت کشش در او پیدا بشود و هم نگاه به خودش کند که چقدر بدبخت است چقدر بیچاره است و فلان تا کبر و عجب و امثال‌ذلک [سراغ او نیاید] و خلاصه از آن حد خودش بیرون نیاید.

  • و لَمّا كانَ‌ نورُ الشُّهود كلَّ نورٍ شارِقَة يَسمُو أي الجهاتُ الَّتي هي المُشاهداتُ يَعلُو على الجهاتِ الَّتي هي الإشراقاتُ. و لمّا كانَ عالَمُ المثالِ أشرفَ مِنَ العالمِ الحِسِّي لِأنَّ ذلكَ كلّه حياةٌ و شعورٌ لِتجرده عَن المادةِ بِخلافِ هَذا فَمِنه‌ أي مِن نور الشهود العقول و الأربابِ التي بإزاءِ المُثل المعلقة و عَالم الحس إلى الثاني‌ أي العقول و الأرباب التي حَصَلَت مِن الإشراقات‌ نمي.1

  • از آنجا که نور شهود ـ این‌طور بوده که کُلَ نورَ شارقه ـ بالاتر از هر نوری است که جنبۀ اشراق دارد؛ جهاتی که آنها مشاهدات هستند، بالا هستند بر جهاتی که اشراقات هستند و از آنجا که عالم مثال از عالم حس اشرف است چون در عالم مثال حیات و شعور است و به‌خاطر تجردش از ماده، ماده به فلان عالم حسی به‌خلاف عالم حسی ... پس از این یعنی از نور شهود عقول و اربابی که اینها به ازای مُثُل معلّقه هستند یعنی مثال و جسم برزخی هستند و عالم حس به دومی یعنی به عقول و اربابی که از اشراقات حاصل می‌شوند، نسبت داده شده است.

  • پس این عالم حس، این نور شهود، عقول و اربابی که مُثل معلّقه را ایجاد می‌کنند، از جنبۀ شهود عقل آخر مُثل معلّقه ایجاد می‌شوند و عالم حس به همین عقول و اربابی است که از اشراق این عقل حاصل می‌شود. اشراق این مُثل معلّقه که اینها اشراق می‌کنند و عالم حس را به‌وجود می‌آورند. بنابراین عالم برزخ دو جنبه دارد؛ یکی این است که عقل مافوق برزخ به‌واسطۀ مشاهدۀ عالم بالا برزخ را درست می‌کند یعنی برزخ درست می‌شود و خود همین برزخ به‌واسطۀ اشراقش به عالم پایین، این عالم حس از او به‌وجود می‌آید؛ عالم حس زائیدۀ عالم برزخ و مثال است و خود عالم برزخ و مثال به‌واسطۀ اشراقش و مشاهدۀ عالم بالا، مُثل معلّقه را به‌وجود می‌آورد پس مُثل معلّقه‌ای که به‌وجود می‌آیند یعنی ارباب طلسمات زاییدۀ عالم ملکوت برزخ هستند که جنبۀ اتصال به ملکوت در آنجا لحاظ می‌شود و جنبۀ التفات به عالم پایین همین است که عالم ماده پیدا می‌شود پس عالم حس زائیدۀ عالم برزخ است؛ معلول عالم برزخ است و از عالم برزخ، موجود است. خود عالم برزخ به‌واسطۀ ارتباط و مشاهده‌اش به عالم بالا، آن عقل آخری است که آن عقل آخر همان صورت مثالی است که عالم حس را تشکیل می‌دهد که از نظر عقلانی ضعیف‌ترین مرحلۀ عقل است. از اینجا به بعد شروع به اشکال کردن بر مشائین می‌کنند که إن‌شاءالله جلسۀ بعد می‌گوییم.

    1. . منظومه، ج 3، ص 693.
/ 260