جلسه ۲۰۴
توضیحات:
کل درس سؤال و جواب
جلسه ۲۰۴
9حالا همین مسئله در وجود هست؛ وقتی که وجود در مقام بهاء و جمال و جلال خودش هست که اصلاً صورت علمیه هم حتی در آنجا نیست یعنی فقط بهاء و جلال و جمال است. مطلب بهاندازهای در آنجا دقیق و ظریف است که دیگر اصلاً معنا ندارد که هیچ تعیّنی در آنجا راه پیدا کند ولی همان صورت وجود با آن بهاء و جمالش در خودش یعنی همان بهاء و جمال، خودش میتواند اراده کند و بهصورت نازل دربیاورد، این از قوایی است که در او قرار داده شده است؛ در این بهاء قرار داده شده است.
الآن اگر یک چراغی در اینجا روشن باشد این چراغ به بیرون نور میدهد و نورش هم یک نور زرد است. شما اگر بخواهید رنگهای این چراغ تغییر پیدا کند باید یک مشبّکی بیاورید و در مقابل این لامپ قرار بدهید مثلاً زرد، آبی، قرمز قرار بدهید تا وقتی که نور او به این مشبّک میخورد هرکدام یک شبکۀ خاص را نشان بدهد. الآن آن نور به آن صور درآمد یا نیامد؟! درآمد. به چه جهت؟! بهجهت اینکه در مقابلش عایقی واقع شد. چه کسی این عایق را قرار داد؟! بنده نه او، تمام این کارها را خود نور در مرحلۀ وجود میکند یعنی خودش هم نور است، هم مشبّک است، هم فرض کنید جلوه است، جلوههای مختلف است، تمام اینها هست، بعد خودش میآید آن مشبّک را برمیدارد تمام آن شبکهها را یکییکی بیرون میکشد و میبرد صورت را هم عوض میکند و تبدیل به خودش میکند که نور محض است تمام این کارها را خودش میکند، حالا برای اینکه آن نوری که آن بهاء و صفای خاص را دارد تبدیل به آن شیء خاص بشود آیا بدون این سلسله میتواند این کار را بکند؟! نه، این سلسله میخواهد، درست شد؟! به آن سلسله میگویند: «سلسلۀ طولیه» و این دیگر اسامی متفاوتی دارد؛ یکی میگوید: لاهوت و جبروت و فلان، یکی میگوید: عقل اوّل و دوم و عاشر.

