جلسه ۲۰۳
توضیحات:
84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم
جلسه ۲۰۳
8البته مشائین از این نقطهنظر هم بیخود نمیگویند منتها در بحثهای قبلی عرض کردیم که تعابیر فرق میکند، آنها به عالَم ملائکه هم «عالَم عقول» میگویند، آنوقت ملائکه را هم درجهبندی میکنند، جبروت را هم عقل میگویند، لاهوت را هم عقل میگویند، ملائکه عَلیٰ طبقِ مَراتب را هم همه عقل هستند، تااینکه به آن ملائکهای میرسد که اینها ادارۀ عالم دنیا را میکنند و آنوقت اسمش را میگذارند عقولی که تدبیر نفوس فلکیۀ أدنیٰ فلکیه را انجام میدهند.
چون در بحث مشائین آنچه که مطرح بوده است، نظام دینی در آنجا مطرح نبوده است. مشائین فقط درصدد ربط ماده با مبدأ خودش بودند و بهواسطۀ ربط ماده با مبدأ خودش و به لحاظ جهت سنخیت، طبعاً اینها هم قائل به اشتداد و ضعف در قوای روحانی بودهاند منتها حالا یکی ملائکه میگیرد، یکی قوای دیگری در این قوای روحانی تصور میکند، یکی این قوای روحانی را آن اشتداد جنبۀ تجردی در شیء میگیرد، یکی همان ملائکه بهحساب میآورد، این دیگر بنا بر حسب تعابیری است که در اینجا هست. فرقی از این نظر نمیکند.
و كذَا التَعقُّلان أعنِي استِشعَارَه بِهاء مبدئَهُ و جمالَه و جلالَه و معيتَه القيّوميّةِ به و قربُهُ الذي هو فوقَ القُربات منه جلَّ شأنُه و استشعارَه ماهيتَه الإمكانيةَ المُظلمَةَ الذّات و أنانيَته المحتاجةَ التي هي لَيسِيةٌ صرفةٌ بِالذّات فَيحصل مِنَ الأول العقلُ و مِنَ الثاني الفلكُ كَاستشعارِكَ بِكمال و بَهاء لَكَ فَيَحصُلُ فِي وجهِكَ بَشاشَةٌ أو احمرارٌ و استشعارِك بِنَقصٍ و آفةٍ فِيك فَيَحصُلُ فِي وجِهِكَ انقباضٌ أو اسْوِدادٌ.1
«این دوتا تعقل یعنی استشعار این عقل بهاء و جمال و جلال مبدئش را و معیّت قیّومیه به مبدأ خودش و استشعار او آن جهات نورانی را که در مبدأ المبادی هست، آن قربی که بالاترین همۀ نزدیکهاست از خداوند متعال جلشأنه»، این یک جنبه. جنبۀ دوم استشعار آن عقل «ماهیت امکانیه و ضعف خودش را که مُظلمة الذات است و اَنانیت خودش را که احتیاج دارد. لیسیت صرفۀ بالذّات است و امکان ذاتی دارد و افاضۀ وجود از جانب حق به اضافۀ اشراقیه به او، او را از لیست درآورده است و تبدیل به إیسیّت نموده است» و از امکان وجوب بالغیر ساخته است. از این دوتا تعقل عقل و فلک حاصل میشود؛ از اول، عقل و از دوم، فلک حاصل میشود.
- . منظومه، ج 3، ص 673.

