جلسه ۲۰۳
توضیحات:
84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم
جلسه ۲۰۳
3[منبابمثال] شما الآن بااینکه فرد واحدی هستید ولی از نقطهنظر ارتباطتان با مسائل مختلفه میبینید بروزات و ظهورات مختلفهای برای شما پیدا میشود. بله، در جهت تعلق نفس به عالم شهوات ـ از آن جهت ـ جهت نورانیت از او تمشی نمیشود. در جهت تعلق نفس به عالم انوار، از آن نظر نمیتواند برای صدورِ شیء ظلمانی موجب بشود. این از یک نقطه تجلی میکند و از همان نقطه این برای مطلب بعد علت میشود، و آن برای معلول بعد علت میشود.
بناءًعلیٰهذا این عقل که جنبۀ قابلیت او عبارت از امکان ذاتی بهواسطۀ استناد این وجود به ماهیت است موجب میشود که این وجود در مقام ارتباط با ماهیت، موجب بشود برای علّیت فلک أقصیٰ روی اصطلاح مشائین که جنبۀ جرمیت و جسمانیت عالم خلق را تشکیل میدهد. او هم برای فلک اَدنیٰ علت میشود همینطور تا به این جسم خارجی که هیولا و صورت و ماده است منتهی میشود. و همین وجود از نقطهنظر تدّلی به ذات و جنبۀ نورانیتی که بهواسطۀ این جهت کسب میکند، از این نظر میتواند قدرت بر علّیت برای هم سنخ و مسانخ خودش را داشته باشد که به او عقل ثانی میگویند و هَلُمَّ جَرَّا تا به عقل عاشر میرسد. اینجا است که عقول عشره در اینجا ترسیم پیدا میکند. در مقابلِ اینها، افلاکی که مقابل اینها هستند تحقق پیدا میکنند که سبعه باشند، بعد هیولا و صورت و جسم هم سهتا میشود که باهم میشوند دهتا، در مقابل این عقول عَشَرة.
روی این حساب، این سه جهت تکثر عبارت از تکثر اعتباری است نه تکثر حقیقی، بهجهت اینکه اصل این تکثر که عبارت از وجود است تکّهبردار نیست. وجود دارای حِصَصی است که همۀ آن حصص بهنحو وحدت حقّۀ حقیقته بههم مربوط هستند ولی آن اعتباراً به شبکات مختلف متشبک میشود و به تعیّنات مختلفه متعیّن میشود بنا بر آن قوه و استعدادی که در همین وجود نهفته است. این نحوهای است که تکثر در عالم چگونه از مبدأ واحد در عین وحدت پیدا میشود بنا بر مذهب مشائین و چون مسئلۀ خیلی قابل بحثی در اینجا نیست لذا ما از این جهت بحث نمیکنیم، البته نسبت به عقول عشرهای که فرمودهاند جای بحث هست و إنشاءالله صحبتش خواهد آمد.

