اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم

جلسه ۲۰۳

توضیحات:

84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۰۳

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • در اینجا دو مسلک هست؛ یکی مسلک مشائین و یکی هم اشراقیین و ممکن است که مطلب دیگری هم باشد. مشائین از آنجایی که برای عقل و برای صادر اوّل قائل به ماهیت هستند، یک ترکّبی بین وجود و ماهیت برای عقل قائل هستند. و چون ثابت شد که صادر اوّل عقل است و جنبۀ تجردی و فعلی دارد و جنبۀ استعداد ندارد از این نقطه‌نظر می‌توانیم بگوییم که دو وجهه دارد؛ یک وجهۀ ظلمانی که جنبۀ نقص او است و تعلق وجود به ماهیت است و یکی هم جنبۀ نورانی او است که استناد او به مبدأ اوّل، و اتکاء او به مبدأ اوّل است که نورُ الانوار است و جهت روحانی او است.

  • بنابراین این عقل به این دو جهتی که در وجود او است و همین‌طور بنا بر آنچه که بعضی دیگر فرمودند، چون این هم ذات خودش را به‌خاطر اینکه مجرد است تعقل می‌کند و هر مجردی ذات خود را تعقل می‌کند و جنبۀ تعقل از تجرد آن شیء ناشی می‌شود، کُلُّ مجردٍ فهو عاقل که بحثش قبلاً گذشت و هم مبدأ اوّل را تعقل می‌کند یعنی دو جنبۀ فعلی عقلی در او قرار دارد؛ یک جنبۀ تعقل ذات است که عبارت از عین ذات است و حضور ذات عِندَ العاقل است، یکی هم تعقل مبدأ اوّل است که به معنای استجلاب فیض از مبدأ اوّل به‌سوی خود است. بنابراین دو جهت عِلوی و سفلی در این عقل و صادر اوّل وجود دارد که به لحاظ جنبۀ عِلوی، این برای عقل ثانی علت می‌شود و به لحاظ آن جنبۀ تعلق به ماهیتش علت برای «فلک أقصیٰ» می‌شود و همین‌طور برای جرم فلک أقصیٰ، حالا اگر گفته شود که چگونه ممکن است یک شیء واحد سبب برای موجودات مختلفةالحقایق بشود؟ باید گفت که در اینجا صرفِ تنزّل وجود به مقام اَدنیٰ از آن مرحلۀ عالی خودش؛ همان تنزّل جنبۀ ظلمانی بودن او بالنسبه به‌جهت روحانیت او است و اصل و حقیقتِ تأثیر علت در معلول عبارت از خود همان وجود است و غیر از وجود بنا بر قول بإصالَتِهِ شیء دیگری تحقق ندارد ولکن این وجود به دو جهت انتسابی که به‌واسطۀ این تنزّل پیدا می‌کند، دو جهت علّیت در او به‌وجود می‌آید که هرکدام از آن دو جهت علّیت به مقتضای اَلصّادرُ الواحد لا یَصدرُ عَنهُ إلاّ الواحِد موجِب می‌شود برای علتِ معلول دیگری مطابق با سنخیت خودش.

/ 380