جلسه ۲۰۳
توضیحات:
84. غرر في كيفية حصول الكثرة في العالم
جلسه ۲۰۳
11اینکه این وجود دلش خواسته که خودش را اینطور کند و از آن مرحلۀ اشتداد و قوّت بیرون بیاورد و تعیّن پیدا کند همین شد جهت کثرتی که در مقابل کثرت خدا پیدا کرد، خدا واحد است اما این کثیر شد. البته در مقابلی که ما در اینجا میگوییم، نهاینکه واقعاً در مقابل است بلکه یعنی از آن جنبۀ تجردی محض بیرون آمد؛ در آنجا بهاء، کمال و جمال مطلق بود ولی در اینجا میبینیم که محدود شد یعنی ـ صورت شد ـ میخواهد در اینجا صورت به خود بگیرد، میخواهد تعیّن به خود بگیرد، میخواهد در اینجا تنازل پیدا کند، همین جنبۀ تنازلش در اینجا یک اثبات ماهیتی برای او کرد که او را از آن وجوب بالذّات به امکان ذاتی و وجوب بالغیرش متبدّل کرد! بالأخره این کثرت هم از ناحیۀ پروردگار است، کسی منکر نمیشود، منتها بالأخره چگونه است؟! بحث در کیفیتش است.
تلمیذ: خود مقام ذات که این ذات خودش را...
استاد: همینکه شما میگویید: ذات میخواهد خودش را پایین بیاورد و به خودش صورت بدهد؟! این عقل اوّل میشود، بعد او هم همینطور میآورد تا به ما میرسد که دیگر هیچ عقلی در ما نیست! هرچه بود آن بالاییها بردند!
تلمیذ: صادر اوّل است؟
استاد: بله.
تلمیذ: چون اینجا گفته است مفوضٌ کدخدائیة عالم العناصر؟
استاد: بله دیگر.
تلمیذ: جزء عوالم تحت ارادۀ اوست؟
استاد: نه همین عالم عناصر در تحت ارادۀ او است و آن عقل فعال که همان قدیم اوّل است، همان است که صادر اوّل است.
تلمیذ: گفته است: و هو العقل الفعال المکمل للنفوس الناطقه بحول الله و قوتِهِ الیه مفوضٌ کدخدائیة عالم العناصر بإذن الله.
استاد: بله. تعبیر ایشان با آن عقل فعال مصطلح فرق میکند عقلی که فعال است و مکمل نفوس ناطقه است یعنی نفوس ناطقه را به کمال میرساند.
تلمیذ: آن در حقیقت به صادر اوّل میرساند؟
استاد: حقیقت این است اما آنچه که این نفوس را دائماً بالا میبرد همان عقلی است که خدا بهنحو یک عقل جزئی در هر عنصری قرار داده است.

