جلسه ۲۰۱
توضیحات:
82. غرر في أن ما صدر عنه تعالى أنما صدر بالترتيب
جلسه ۲۰۱
11چهقدر فرق میکند انسان به دستورات عرفانی و سلوکی ائمه علیهمالسّلام توجه کند و واقعاً روایاتی مثل عنوان بصری و امثالذلک را درنظر بگیرد، آی مثلاً سرمایه رفت! برود! برای خودش است دیگر! رفت! دیگر چهکارش کنیم؟! چرا ما دنبالش برویم؟! خودش بردارد و بیاورد! یعنی رسیدن به این قضایا لازمۀ حرکت است یعنی لازمۀ سیر انسان است و اگر انسان سیر کند به این مطالب خواهد رسید و اینکه لا مؤثّر فی الوجود إلاّ الله و بهشت یعنی مقام تسلیم، مقام عبودیت و در آنجایی که هیچچیز جایی ندارد و فقط انسان خود را عبد خدا بداند همانجایی که امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید که بهشت را از من بگیر اما فراقت را از ما نگیر! این بهشت همینجاست، حالا حضرت را در جهنم بگذارند اگر این باشد پس بهشتِ حضرت در جهنم است، حضرت را هرجا میخواهند بگذارند وقتی که این مسئله موجود باشد بهشت حضرت همانجاست، فرقی نمیکند.
أي فَفاضَ الصورةَ الجِسمية المُطلَقَة فَالهيولى أي فَفاضَ الهَيولى وَ اَختَتَمَ القُوسُ بِها.1
بعد طبع است و بعد از طبع یعنی طبع کل است یعنی همان حقیقت که به او نفس عالم اجرام گفته میشود بعد از آن نفس، معلول آن نفس صورت است یعنی صورت جسمیه است و خود صورت هم علت برای هیولا میشود، هیولا افاضه میشود، بعد از افاضۀ هیولا [قوس نزول به پایان میرسد].
تلمیذ: ... فالطبع ...
استاد: طبع همان نفس است، طبع عبارت از آن نفسی است که به صورت تعلق میگیرد یعنی فرض کنید که خود اینها [معتقد] بودند بر اینکه خود این نفس حیوانی یک نفس کلی است و آن خودش صورتهای جزئیه را میسازد یعنی خود غنم دارای یک نفس کلیه است که نفس غنم این صورت غنم جزئی را میسازد، این غنم جزئی...
تلمیذ: یعنی مُثُل؟
استاد: نه آن با مُثل دوباره فرق میکند. آن مُثل یک مرحلۀ بالاتر است، تعبیراتی که در مُثل آوردهاند متفاوت است؛ به یک تعبیر این مُثُل است و به یک تعبیر به مُثل عقل کل میگویند یعنی مُثل افلاطونی را میگویند که عبارت است از آن عقول کلیه که آن عقل کلی، عقلی است که در عرض هر عالمی است، به آن [عقل یا] عالم مُثل گفته میشود و آن مُثل حیوان یک مُثل دارد، به انسان یک مثال است؛ به اشجار یک مثال است به جمادات یک مثال و امثالذلک.
- . منظومه، ج 3، ص 666.

