جلسه ۲۰۰
توضیحات:
82. غرر في أن ما صدر عنه تعالى أنما صدر بالترتيب
جلسه ۲۰۰
9استجماع جمیع صفات ماده و غیر ماده در بسیطالحقیقه بهنحو اجمال
عیناً این قضیه در وجود بسیط و وجود بسیطالحقیقه است، در بسیطالحقیقه واجدیت و استجماع جمیع صفات ماده و غیر ماده همه هست ولی بهنحو اجمال، تا چه درنظر آید یعنی تا چه راه و تا چه آن مرید و فعّال ما یشاء بخواهد از این جامعیت بهنحو تفصیل بیرون بیاورد. همه چیز در او هست اما خود این نیرویی که الآن در دست من هست نه جهت ارتفاع دارد نه جهت تنزل دارد نه جهت حرکت به اینطرف دارد نه جهت حرکت به آنطرف دارد، تمام این حرکتهای مختلفه به اضافۀ مسائل دیگر، در این نیرو و توانی که در دست من هست و آن منبثّ1 و منتشرۀ در عضلات و اعصاب دست است در آنجا همه بهنحو اجمال وجود دارد تااینکه آن ارادۀ مرید به کدامیک از این اَنحاء تعلق بگیرد.
در عوالم؛ ماده، مثال، صورت و غیر صورت، در تمام اینها یکوقت خلق صورت کند یکوقت خلق ماده کند. درست شد؟ خلق معانی «عقول» میشود، خلق صورت «ملکوت» میشود، خلق ماده «عالم مُلک و طبیعت» میشود که عالم شهادت باشد، درست شد؟! حالا خلق معانی هم مراتب دارد؛ وقتی که او میتواند به آن صورت تجلی کند درحالیکه خودش هیچگونه تعیّنی ندارد، لاجرم بهخاطر اینکه به یک تعیّن برسد باید از یک سلسلۀ عوالم عبور کند تااینکه به این تعیّن برسد، از باب سنخیت بین علت و معلول باید این نور وجود که نور محض است و هیچ قیدی ندارد و هیچ تعیّنی ندارد و هیچگونه ثقلی ندارد ـ هزار کیلو از نور وجود را روی ترازو بگذارید یک مثقال هم وزن ندارد اما اگر شما یک کیلو شکر بگذارید ترازو پایین میرود ـ آن نور وجود وقتی که میخواهد تبدیل به شکر شود و وزن پیدا کند این قبلاً باید به شکر صورت دهد، آیا بدون صورت میشود؟! نمیشود، قبلاً باید این صورتی که داده است این صورت را منبعث کند از یک معنایی که آن معنا صورت شکریت را ایجاد کرده است یعنی خود صورت معلول برای معنا است پس اوّل باید او را درست کند لذا این سلسلۀ طولیه خواهینخواهی فرق میکند. حالا مسئلهای که هست شما میتوانید در اینجا این را بگویید که آیا آن افاضهای که میشود نیاز به زمان دارد؟! ما میگوییم که نه! نیاز به زمان ندارد، ممکن است که یک شیء که در خارج انجام میگیرد هزار سال بگذرد تحقق پیدا کند ممکن است با ارادۀ یک ولیّ در ثانیه تحقق پیدا کند ولی آن ارادهای که میخواهد از آن مجرای فیض و نور وجود تنازل کند و به یک شیر در خارج تبدیل شود و یک شخص را بخورد، همۀ این سلسله را در آنِ واحد و لا زمان طی میکند یعنی امام رضا علیهالسّلام با یک ارادۀ مرید و با همتی که دارد تمام این سلسله را خودش درست میکند؛2 اوّل عقل درست میکند عقل پایین درست میکند عقل کلی درست میکند فرض کنید سلسلۀ بعد درست میکند معنا درست میکند معنا میآید و صورت شیر درست میکند صورت شیر میآید و مادۀ شیر درست میکند، تمام اینها را او طرفةٌما انجام میدهد لذا این مطلب هست.
- . لغتنامه دهخدا: «منبث: بیهوش، پراکنده»
- . . عيون اخبار الرضا علیه السّلام، ج 1، ص 182. معاد شناسى، ج 1، ص 228:
... اما اصل روايت در كتاب «عيون» چنين است كه مرحوم صدوق روايت ميكند از أبوالحسن بن قاسم المفسّر از يوسف بن محمّد بن زياد و علىّ بن محمّد بن سيّار، و اين دو نفر از دو پدرشان و آن دو پدر از حضرت امام حسن عسكرى عليهالسّلام از پدرش حضرت علىّ بن محمّد از پدرش حضرت محمّد بن علىّ عليهمالسّلام، و حضرت روايت را مفصّلاً ذكر مىكنند تا ميرسند به آنكه:
حاجب مأمون كه مأمور بود در مجلس، حضرت رضا را تحقير كند به آن حضرت گفت: مردم براى تو معجزاتى اثبات مىكنند كه براى احدى از مردم غير از تو اثبات نكردهاند؛ گویى معجزهاى مانند معجزه حضرت ابراهيم كه مرغان كشته شده را زنده كرد آوردهاى؟! اگر راست مىگویى پس امر كن به اين دو شير و آنها را زنده كن و بر من مسلط گردان! و مقصود حاجب دو صورت شيرى بود كه روبروى هم بر مسند مأمون نقش كرده بودند. حضرت به غضب درآمده و به آن دو صورت صدا زدند: بگيريد اين فاجر را! و اين مرد فاجر را طعمه خود قرار دهيد و از او عين و اثرى باقى نگذاريد!
آن دو شير برجستند و آن مرد را پاره كرده طعمه خود قرار دادند و استخوانهاى او را خرد كرده و جويدند و او را خوردند و خون او را ليسيدند ـ و مردم تماشا ميكردند و همه در تحيّر و حيرت فرو رفته بودند ـ و پس از آن خدمت حضرت ايستادند و عرض كردند: اى ولىّ خدا در روى زمين! آيا امر مىكنى كه با مأمون نيز اين عمل را انجام دهيم؟ مأمون از استماع اين سخن غش كرد، و حضرت فرمودند: بايستيد! و آنها به حال خود برگشتند الحديث.

