جلسه ۱۹۸
توضیحات:
80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى
جلسه ۱۹۸
8غررٌ فِي الإرادةِ.
قَد عُرِّفَتْ بِتعريفاتٍ شَتّى أرجحُهُا ما أشَرنا بِقولِنا عقيبَ داعٍ ـ المضاف نصب على الظرفيةِ لِقولِنا شَوقاً و دركناً ـ بَدلٌ مِن دَاعٍ و الملايما مَفعولُ دَركنا ـ و شَوقاً مؤكداً إرادة ـ مَفعول ـ سَما.1
«بحث در اراده. تعریفات زیادی شده است» که بعضیها گفتهاند اعتقاد منفعت است بعضیها گفتهاند که آن اراده فقط میل است قبل از جذب، خلاصه تعریفات مختلفی بیان شده است و در حواشی هم نوشتهاند. «ارجح تعریفات آن است که ما اشاره کردیم و بیان میکنیم بعد از داعی، ـ این مضاف است بله این ظرف برای ”شوقاً“ است و نصب «عقيب» برای ظرفیت است و ”درکنا“ بدل از داعی است و اینکه ”الملایما“ مفعول ”درکنا“ میشود ـ بعد از اینکه ما یک ملائمی را ادراک کردیم شوقی که عقیب داع است و آن شوق، شوقِ مؤکد است اسمش را اراده بگذار.»
پس اراده عبارت از شوق مؤکدی است که عقیب داعی و درک ملائم ما است ـ امر ملائم همینکه موافق با نفس است نه مخالف و منزجر از نفس.
و تَفصيلُهُ أنَّ الإرادةَ فِينا شَوقٌ مُؤكَّدٌ يحصل عَقيبَ دَاعٍ هُو إدراكُ الشَّيءِ الملائمِ إدراكاً يَقينياً أو ظَنياً أو تَخييلياً مُوجباً لِتَحريكِ الأعضاء لِأجلِ تَحصِيلِ ذلكَ الشَّيء.2
تفصیل مسئله این است که اراده در ما شوق مؤکد است که بعد از داعی پیدا میشود که ادراک شیء ملایم است حالا یا ادراک یقینی باشد (اگر آن شوق با مقدمات برهانی و یقینی ساختهوپرداخته شده باشد) یااینکه آن ادراک، ادراک ظنّی است که آن مقدمات ظن آور باشند یا تخیلی و امثالذلک است (که دائر مدار احساسات و عواطف و موهومات و اینها است) آنوقت اینها موجب برای تحریک اعضاء برای تحصیل این شیء میشوند.
و فيه تَعالىٰ عَينُ الدَّاعَ الذي هُو عينُ عِلمِهِ العنائي نِظامَ خيرٍ ـ مَفعول علمه ـ هُو أي عِلمُهُ عينُ ذاتِهِ فَالدَّاعي و الغرضُ مِنَ الإيجادِ ذاتُه إذْ ـ تعليليٌ ـ لَيسَ فيه تَعالىٰ حَالةٌ مُنتظرةٌ حَصَّلَها أي حَصَلَ تلكَ الحالة لَه تَعالىٰ مُنفصل تصوره أي تصوره الواجب.3
- . منظومه، ج 3، ص 647 و 648.
- . منظومه، ج 3، ص 648.
- . منظومه، ج 3، ص 649.

