جلسه ۱۹۸
توضیحات:
80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى
جلسه ۱۹۸
7پس منظور از تمام خلقت آسمانها و زمینها نفس کمال خود ذات و خود نفس ذات و جمال ذات و بهاء ذات است. بنابراین در اینجا مرید و مراد یکی شد. در اینجا علت فاعلی و علت غایی یکی شد. گرچه بهحسب اعتباری و ذهناً هم علت فاعلی با علت غایی یکی است لذا میگویند که هر علت غایی، علت فاعلی است به بِما هُوَ فاعِل، یعنی تا وقتی که فاعل علت غایی را ذهناً تصور نکند بهسمت آن مرغوب حرکت نمیکند پس اینکه فاعل را حرکت داده است تصور آن شیء مرغوبٌ فیه است که این فاعل را حرکت میدهد و میگوید: بهسمت او برو. پس در فاعل قبل از رسیدن به فعل و قبل از تحقق فعلی آن فعل، علت غایی در او محقق است. شخصی که تشنه است سیرآبی را قبلاً در ذهن خودش تصور کرده است، ذهناً سیرآب است نه عیناً، آن سیرآبی ذهنی او را بهسمت سیرآب شدن عینی میکشاند.
بنابراین در اینجا از نظر اعتباری هم میبینیم که علت فاعلی و غایی یکی است. پس در اینجا چطور است که ذات پروردگار با آن بهاء و آثاری که دارد و مبتهج به ذات خودش است، نهاینکه مبتهج به شیئی غیر از ذات خود باشد که آن غیر از ذات، او را به ابتهاج درآورد، ابتهاج و عشق پروردگار به ذات خود لذاته است نه لغیره، پس این ابتهاج ذات به ذات ابتهاج به آثار و لوازم ذات را هم طبعاً دربرمیگیرد چون حُب به ذات دارد، حُب به آثار و لوازم ذات را دارد و آن چیزی که منشأ برای فعل است و آن منشأیّت و مصدریت، آن ابتهاج و التذاذ را میآورد لذا آن فعلی که از این منشأ ناشی میشود هم طبعاً محبوب برای ذات خواهد بود چون منشأ و ریشه همان چیزی است که مورد محبت برای ذات است. آنوقت در آنجا دیگر مسائل سلوکی و عرفان و این حرفها خیلی هست که شما دیگر از ما بهتر میدانید. حالا اگر بخواهم توضیحات خیلی زیادی بدهیم دیگر از متن خواندن عقب میمانیم. مفصلاً باشد در مفصلات.

