اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى

جلسه ۱۹۸

توضیحات:

80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۹۸

15
  • هذا مَا ذَكَرُه الشيخُ الرئيس فِي التَّعليقاتِ بِقولِه و لَو أنَّ إنساناً عَرِفَ‌ الكمال الذي هُو حقيقةُ واجبِ‌الوجودِ ثُمَّ كانَ يُنَظَّمُ الأمورُ الَّتي بعدَه عَلى مثالِهِ حَتى كَانت الأمور عَلى غايةِ النِّظامِ لَكانَ الغَرَضُ بِالحَقيقةِ واجبَ‌الوجود بِذاتِهِ الذي هُو الكمالَ فَإن كَان واجبُ‌الوجودِ بذاته هُو الفاعل فَهو أيضاً الغايةُ و الغرضُ انتهى.1

  • «این آن چیزی است که شیخ‌الرئیس در تعلیقات این‌طور فرمودند که اگر انسانی آن کمالی را که به حقیقت واجب‌الوجود است بشناسد» یعنی واقعاً به مرحلۀ کمال مطلق [که] کمال عرفان پروردگار است برسد «بعد اموری که بعدش هست را بر مثال عرفان خودش تنظیم کند تااینکه امور بر غایت همین نظام باشد، غرض از تنظیم این انسان خود واجب‌الوجود خواهد بود بذاته، [که همان کمال است و اگر واجب‌الوجود بذاته فاعل باشد پس همان ایضاً غایت و غرض است]».

  • این واقعاً از عجائب است من همیشه تعجب می‌کنم که ابن‌سینا بااینکه عارف نبود چطور چنین حرف‌هایی می‌زد! واقعاً حرف‌هایی که می‌زد خیلی حرف‌های پرمغزی بود!

  • اگر واجب‌الوجود به ذات فاعل باشد پس خود واجب‌الوجود غایت و غرض خواهد بود چون مافوق او کمالی معنا ندارد.

  • تلمیذ: حتماً با یکی از اولیاء بوده است.

  • استاد: نمی‌دانم می‌گویند که با ابوسعید و اینها بوده است...

  • تلمیذ: می‌شود از نظر فکری به آن مراحل برسد.

  • استاد: ... خیلی این عجیب است این واقعاً چطور.

  • تلمیذ: با ابوسعید گاهی اوقات ملاقات داشته است.

  • استاد: درست است ولی ابن‌سینا آدمی بود که با همه بود یعنی همیشه به‌دنبال حقیقت بود، چنین آدمی بود.

  • تلمیذ: اما حالا ... یک جنبۀ ظاهری و رسمی داشته است.

  • تلمیذ: اصلاً برای کسب کمال و اینها مسافرت می‌کرد به خرقان رفته بود.

  • استاد: بله، خلاصه اینها حرف‌هایی نیست که از دهان اینها درآید. خیلی حرف‌های...

  • و أيضاً لَو كَانَ الالتذاذُ الذي‌ فِينا شاعراً بِذاتِه‌ لِذاتِه‌ أي لِأجلِ ذَاتِهِ‌ لِلفعلِ‌ ـ مُتعلقٌ بِقَولِنا ـ كَانَ مصدراً.2

  • اگر التذاذی در پیش ما باشد آن التذاذ شاعر بذاته باشد اگر التذاذی که شاعر است، در ما مصدر برای فعل بود و شاعر بود این مصدر برای فعل می‌شود.

    1. . منظومه، ج 3، ص 653 و 654.
    2. . منظومه، ج 3، ص 654.
/ 260