جلسه ۱۹۸
توضیحات:
80. غرر في تأكيد القول بأن الداعي و الغرض من الإيجاد عين ذاته تعالى
جلسه ۱۹۸
11اوّلاً مُدرِک باید اَتَمّ باشد بعد ادراک هم باید اَتَمّ باشد مُدرَک هم باید اتَمّ باشد چون ما علم و عالم و معلوم میخواهیم وقتی که این سه چیز اتمّ باشد بنابراین، این ادراک و این ابتهاج اتمّ میشود یعنی ابتهاجی مافوق این معنا ندارد.
حالا ایشان میخواهند شروع کنند و بگویند که ما چطور هستیم.
و مَن لَهُ بشیءٍ بهجةٌ شروعٌ في بيانِ إرادتِهِ لِلآثارِ فَهو مبتَهِجٌ بِما أي بِأثرٍ يَصيُر ذلكَ الشيء مصدره.1
حالا که کسی به یک چیزی علاقه دارد نشاط دارد. حالا چطور میشود این آثار را بهوجود آورد. این آقای مرید مبتهج است به یک اثری که وقتی این شیئی را دوست دارد [دوست دارد تا] مصدر این شیء باشد، فاعل این شیء باشد، سبب این شیء باشد.
وقتی که شما یک چیزی را دوست دارید طبعاً آثار او را هم دوست دارید وقتی که شما خودتان را دوست دارید دستتان را هم دوست دارید چون دست هم از آثار وجودی شما است. چرا؟ چون دست یکی از آلاتی است که زائیدۀ بدن شما است و بدن شما آن است که مصدر برای این دست و پا و امثالذلک است. حبّ به شیء حبّ به آثار آن را هم دارد. این از اینطرف. از آنطرف وقتی که شما خودتان را دوست دارید آن افعالی که از شما سر میزند را هم دوست دارید مثلاً یک چیزی میسازید، آن را دوست دارید. یک چیزی درست میکنید، آن را دوست دارید. میگویند: وقتی خطاط یا نقاش چیزهایی مینویسند یا میکشند را اصلاً نمیتوانند از خودشان جدا کنند این بهخاطر این است که خودش را در این میبیند. ممکن است منظرۀ قشنگتر از این باشد که این به پای آن هیچ باشد ولی او اصلاً نگاه به آن نمیکند چون این خودش را در این اثر میبیند لذا این اثر را از خودش جدا نمیکند و حاضر نیست حتی این را بفروشد. حبّ به شیء، حبّ به ذات، حبّ به لوازم و آثار ذات را هم طبعاً دارد. این یکجهت منطقی دارد یعنی برهانی است.
- . همان.

