جلسه ۱۹۵
توضیحات:
78. غرر في تقسيم الكلام
جلسه ۱۹۵
5و الموجوداتُ المُستَكفِيَة بِذواتِها و باطن ذواتها مِنَ العقولِ الكاملةِ فِي الصُّعود.1
«همینطور موجوداتی که مستکفی به ذواتشان هستند یعنی ذوات اینها برای تحقق و تعیّن خودشان و برای فعلیت خودشان کفایت میکند اینها عقول مستکفی هستند به ذاتشان و باطن ذاتشان از عقول کامله در صعود»؛ اینها ذاتاً از آن عقول کامله هم کفایت میکنند و آنها را تحمل میکنند و آن عقول را در خودشان به ذات خودشان تحقق میدهند و برای رسیدن استعداد به فعلیت به غیر نیاز ندارند. خودشان ذاتاً به مرحلۀ عقل مستفاد رسیدند آنها را هم کلمات تامّه میگویند.
اتصال بلاواسطۀ انسانی که به عقل مستفاد برسد به عقل کلی
ما برای تجرد خودمان و رسیدن به عقل مستفاد نیاز به غیر داریم نیاز به آن حقایق جوهری داریم نیاز به عقول مجرده داریم ولی وقتی که انسان به عقل مستفاد برسد دیگر بلاواسطه و ذاتاً به آن عقل کلی اتصال دارد نهاینکه از جای دیگر مثلاً نیاز به کمک داشته باشد، نهاینکه این ارواح و این عقول کلّیه و عقول مفارقه مدد برسانند و ملائکه بیایند مدد برسانند بلکه این دیگر بدون مَلَک، خودش اتصال به آن دارد بلکه به ملک هم فیض میدهد؛ قضیه عکس میشود و از اینطرف میشود؛ تا حالا میخواست هِندِل بزند و دائماً او را به حرکت دربیاورند حالا وقتی که به آنجا رسید تازه نگاه میکند میبیند دارای یک سعهای شده که به همینهایی که کمکش میکردند باید کمک برساند.
كَما فِي مأثوراتِ أئمَّتِنا علیهمالسّلام: نَحنُ الكلماتُ التّامّات و فِي القرآنِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ ﴿بِكَلِمَةٖ مِّنۡهُ ٱسۡمُهُ ٱلۡمَسِيحُ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ﴾2 و كَجامِعِ الكَلِمِ هادِي الأمةِ و المرادُ بِهِ نَبِيّنِا صلّی الله علیه و آله و سلّم القائلُ: أوتِيتُ جوامعَ الكَلِم.3
«همچنانکه در مأثورات ائمۀ ما هست: ”کلمات تامّات ما هستیم»؛“ کلماتی که به مرحلۀ تمامیت رسیدهاند و جهت استعداد و نقص ندارند «و در قرآن کریم است: ”کلمهای از حق که اسم او مسیح است“.» کلمه یعنی آن حقیقتی که آن حقیقت مُعرِب از مافیالضمیر به یک غیب مکنون است.
- . منظومه، ج 3، ص 640 ـ 642.
- . سوره آل عمران (3) آيه 45. امام شناسى، ج 16 ـ 17، ص 232:
«[زمانى كه ملائكه گفتند: اى مريم خداوند تو را بشارت مىدهد] به كلمهاى از خودش كه نامش مسيح عيسى بن مريم مىباشد.» - . منظومه، ج 3، ص 642.

