جلسه ۱۹۱
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۹۱
8حالا تمام آیات معبِّر عمّا فی الضمیر هستند دیگر، همان حقیقت وجود و همان سرائر عالم هستی را همۀ اینها بیان میکنند.
بعد ایشان در اینجا یک مطالبی دارند که حالا چه جهتی هست، البته مربوط به یک علومی هم میشود که حالا بعضیهایش درست و بعضیهایش هم که ... میگویند: همانطوریکه لفظ عربی بیست و هشت است، بیست و هشت مقطع نفسانی برای معبِّر عمّا فیالضمیر است، مقطع حمزه چه مقطعی است، مقطع باء چه مقطعی است، مقطع یاء، لام، سین، صاد، ضاد چه مقطعی است، همۀ اینها مقاطعی است که نفس مافیالضمیر خودش را ابراز میکند و این مقاطع با مقاطع عالم کون همه در مقابل هم هستند؛ هفت فلک و این مقطعها قمر و بیست و هشتتا مقطع قمر دارد، ارکان اربعه در اینجا هست، آب و باد و آتش و خاک ... و موالید ثلاثه و نبات و حیوان و جماد و امثالذلک، همانطوریکه عوالم وجود همۀ اینها مقاطعی هستند و مراتب عالم هستند که کلمات الهی را نشان میدهند، همینطور بدن و نفس انسان هم دارای مراتب است ولی صحبت در این است که ایشان در اینجا عقل و نفس را هم شمردهاند البته اگر ما عقل را عقل کلی بدانیم که درست است اگر نه مافوق آن عقول جزئیه هم مراتبی هست.
لذا این آیه شریفه میفرماید: ﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ مَّا نَفِدَتۡ كَلِمَٰتُ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾1 این کلماتالله یعنی همین یعنی تمام تعیّنات وجود که این تعیّنات وجود، تمامی ندارد، نهاینکه ما مثلاً یک کوه بشماریم و کنار بگذاریم، دریا و اقیانوس اطلس را بشماریم و کنار بگذاریم، دریای عمان [را کنار] بگذاریم، زید، عمرو، بکر و خالد را کنار بگذاریم، نه! ﴿مَّا نَفِدَتۡ﴾ یعنی وجود لایناهی است یعنی اگر دهتا دریا هست ـ حالا من اضافه میکنم ـ یک میلیارد دریا شود، یک میلیارد محدود است! حالا یک میلیارد را هم شما تقسیم کنید، شما یک میلیارد دریا را قطرهقطره کنید این چه میشود؟ هر دریایی قطرهقطره! عجیب! اصلاً [قابل] تصور نیست که همۀ اینها چه میشوند؟! صد برابرش هم کنید دوباره نمیشود چون وجود انتهاء ندارد، به یک حدی برسیم که دیگر ظهورات خدا تمام شود پس خدا محدود میشود، این ﴿مَّا نَفِدَتۡ كَلِمَٰتُ ٱللَّهِ﴾ به معنای وسعت کلمات نیست بلکه به معنای عدم محدودیت وجود است، وجود لایتناهی است پس کلمات خدا هم لایتناهی است اَشکال وجود هم لایتناهی است فیض خدا هم لایتناهی است، تمام اینها لایتناهی [است] ولی در اینجا خداوند با زبان مردم میخواهد تأکید را برساند. با زبان مردم است دیگر؛ ﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ﴾.
- . سوره لقمان (31) آیه 27. امام شناسى، ج 16 ـ 17، ص 17:
«و اگر تمام درختانى كه بر روى زمين هستند قلم گردند (و در دست كاتبان و نويسندگان قرار گيرند) و هفت درياى دگر از دنباله اين دريا، آن را يارى دهند (و آن درياها مركّب گردد و بخواهند تعداد و شمارش موجودات و كلمات خدا را بنويسند و إحصاء نمايند، نمىتوانند. چرا كه) كلمات خداوند تمام شدنى نيست. و حقّاً خداوند داراى مقام عزّت و اقتدار و داراى حكمت و استوارى بى پايان است.»
- . سوره لقمان (31) آیه 27. امام شناسى، ج 16 ـ 17، ص 17:

