جلسه ۱۹۱
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۹۱
13تلمیذ: بنابراین تمام ... حذف میشود، سائل و مسئول و...
استاد: نه درعینحال که اینها هست درعینحال جهت وحدت هم هست ما که نمیتوانیم کثرت را برداریم کثرت سر جایش هست، این کتاب سر جایش هست این فرش هم سر جایش هست، ما نمیتوانیم بگوییم که این مثل آن است، وقتی که کثرت اینطور شد دیگر حساب و کتاب و همۀ اینها هست. چرا؟ همانطوریکه این سنگ، سنگ است و چون سنگ است صلابت دارد و آب، آب است و چون آب است میعان دارد، آیا شما میتوانید این صلابت را از سنگ بگیرید؟! میعان را از آب بگیرید؟! نه، درحالیکه اینها دو ماهیت مختلف هستند یعنی تا وقتی که آب، آب است میعان دارد تا وقتی حجر، حجر است صلابت دارد. بنده هم تا وقتی که اختیار دارم مسئولیت دارم. قضیه این است یعنی اختیار لازمۀ ذاتی من است همانطوریکه صلابت، لازمۀ ذاتی حجر بود. آنوقت لازمۀ اختیار عقاب میشود و لازمۀ اختیار ثواب میشود. همۀ اینها لازمۀ همان اختیار است پس اینکه الآن عقاب است و ثواب است....
همان جهنمی که خدا درست کرده است خودش مراتب وجود است، مگر غیر از این است؟! خودش است؛ هم آتش خودش است هم جهنم خودش است هم مکان خودش است هم زمان خودش است هم حوری خودش است هم غلمان خودش است همه چیز خودش است!
بنابراین کثرت سر جایش هست وحدت هم سر جایش هست، ما نمیتوانیم بهواسطۀ این کثرت وحدت را ازبین ببریم و نمیتوانیم بهواسطۀ وحدت بگوییم که کثرتی نیست. هم کثرت هست [و هم وحدت] در یکجا جبر است مثل جمادات که هر کاری دلمان بخواهد میکنیم؛ من الآن این یک کاغذ را برمیدارم و پاره میکنم این جبر میشود چون این کاغذ از خودش هیچچیزی ندارد بلکه بنده پارهاش کردم. در یک جا جبر نیست و اختیار است مثل اینکه بنده با اختیار خودم این را برمیدارم و زمین میگذارم. این اختیار است. این هم کثرت است و پاره شدن کاغذ هم کثرت است، دو کثرت به دو صورت مختلف است و هر دو هم حق هستند، درست شد؟! «تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.»1
- . منسوب به دولتشاه:
در بزم وصالش همه کس طالب دیدار *** تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
- . منسوب به دولتشاه:

