اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

جلسه ۱۹۱

توضیحات:

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۹۱

12
  • تلمیذ: در مورد مسائلی که در حکومت قضاوت می‌کنیم بعضی مواقع عالم وحدت را غلبه می‌دهیم، ... از دیدگاه وحدت است یعنی می‌گوییم که توحید است وقتی توحید شد یعنی وحدت وجود و یک حقیقت، ولی در بعضی مواقع و در بعضی مسائل حضرت‌عالی فرمودید که به عالم کثرت باید توجه کرد، اگر ما از عالم کثرت بخواهیم نگاه کنیم در اینجا باید این اختیار را به شخص نسبت دهیم.

  • استاد: ببینید وقتی که ما از عالم کثرت نگاه می‌کنیم آیا واقعاً این را مختار می‌بینیم یا نمی‌بینیم؟ ما این را مجبور نمی‌بینیم یعنی نمی‌خواهیم او را نفی کنیم و این را اثبات کنیم بلکه می‌خواهیم ببینیم که این حقیقت در همه‌جا ساری و جاری است. الآن این شخص در عالم کثرت با این اختیار کار انجام می‌دهد یا نه؟! مختار است یا نه؟! آیا مجبور است یعنی اگر هم نخواهد باید انجام بدهد؟! آیا این‌طور است یااینکه می‌گوید که خدایا من این را نمی‌خواهم انجام بدهم اما چون تو اختیار کردی من این را انجام می‌دهم؟!

  • تلمیذ:...؟

  • استاد: گفت:

  • من مِی خورم و هر که چو من اهل بود***می خوردن من به نزد او سهل بود
  • می خوردن من حق ز ازل می‌دانست***گر می نخورم علم خدا جهل بود!1
  • تو از کجا می‌دانی خدا می‌دانسته تو می‌خوری؟! تو نخور تا بعد بگویی که خدا علم به نخوردن تو داشته است، فقط چرا این‌طرف را اختیار می‌کنی؟! بله، اگر تو مِی بخوری، این کشف می‌کند از اینکه در علم خدا هم مِی خوردن بوده است ولی حالا تو نخور تا کشف کند که در علم خدا مِی نخوردن بوده است، قضیه این است.

  • درهرحال این افعال استناد به او دارد ولی صحبت در این است که این شخصی که در عالم کثرت دارد این فعل را انجام می‌دهد این فعل را چگونه می‌بیند؟ آیا منتسب به خودش می‌بیند یا منتسب به او می‌بیند؟ اگر این را منتسب به او ببیند پس دیگر کثرتی نمی‌بیند بلکه وحدت است و اگر منتسب به خود می‌بیند پس خود را مسئول این فعل می‌بیند، این صحبت من است و اینکه من الآن خودم را این‌طور می‌بینم جدای از او که نیستم، من خودم را این‌طور ببینم بعد گناه را گردن خدا بیندازم، نه! تو که الآن خودت را این‌طور می‌بینی یعنی او خودش را این‌طور می‌بیند، نه‌اینکه تو بخواهی گناه را گردن او بیندازی یعنی من الآن خودم را دارای اختیار می‌بینم ـ درست شد؟! ـ و چون دارای اختیار می‌بینم و این عمل را خلاف می‌بینم بنابراین چوب این خلاف را هم می‌خورم، نه‌اینکه چون من این خلاف را مرتکب شدم او من را چوب می‌زند که در اینجا بگوییم: چرا این چوب را زدی؟! من خودم این کار صحیح را انجام می‌دهم و بر طبق کار صحیح هم ثواب می‌برم یعنی طبق همان کار صحیح ثواب می‌برم همان‌طور کار خلاف انجام می‌دهم و بر طبق کار خلاف هم خودم عقاب می‌شوم و عقاب شدن من عقاب شدن او است و ثواب بردن من ثواب بردن او است، چون ما همه وجودات نازلۀ حق هستیم. حالا چون من کار خلاف کردم آیا از وجود نازلۀ حق بیرون آمدم؟! آیا دیگر حسابم جدا شد؟! آیا چون من کار ثواب کردم به او چسبیدم؟! اگر کار خلاف کنم نچسبیدم؟! آیا می‌شود چنین چیزی را بگوییم؟! نمی‌توانیم این حرف را بزنیم.

    1. . رباعیات سراج قمری، شمارۀ ۱۲.
/ 260