جلسه ۱۹۰
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۹۰
6عدم دخالت قبل و بعد فعلی زمانی در تقدیر خدا
یعنی قبل و بعد فعلی زمانی در تقدیر خدا دخالت ندارد. خدا دارای تحقق ثابت است و آن تحقق ثابت، دارد در مراتبی در وجود خود متجلّی میشود، همینطور دارد در وجود خود عوض و بدل میشود، نه زمانی بر این تغییر و تبدیل میگذرد و نهاینکه مطلبی بعداً حادث میشود که در این ظرف تقدیر حادث نشده باشد، پس هم میتوانیم بگوییم که در این عالم شهادت مسائل مشخص بوده است نه زماناً بلکه دهراً و هم میتوانیم بگوییم که در این عالم کون ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾1 است یعنی ثبوت است یعنی برای ما متغیّر جلوه میکند که سکون است که برای ما حرکت جلوه میکند. اما در آنجا چه است؟ در آنجا سکون است. [اما در اینجا] تغییر است تبدل است تکامل و تکامل از وجود است اطوار وجود هست در خودش. ولی صحبت در این است که نبودی نبود تا بعداً بود شود بلکه تمام این تغییرات و تبدیلات کمالاتی است که آن کمالات در ظرف نزول وجود پیش میآید اما از نقطهنظر احاطه و سیطرۀ حضرت حق بر علل خودش همۀ آن کمالات را واجد بوده است. به عبارت دیگر تطوّر در اظلال حق است نه در ذات حق؛ ذات حق تمام این کمالات را در عین اینکه نقطۀ ناقص را دارد درعینحال نقطۀ کامل را هم دارد. درعینحال که آن جنبۀ پایین معلول را دارد درعینحال جنبۀ بالا را هم دارد. نهاینکه جنبۀ پایین را دارد و برای رسیدن به جنبۀ بالا نیاز به فعلیت باشد که عدم او در او یک نقصی باشد یعنی هم جنبۀ پایین در وجود او هست و هم جنبۀ مافوق در وجود او هست و هم جنبۀ مافوق مافوق در وجود او هست و هَلُمَّ جَرَّا.
اما در سلسلۀ مراتب طولیه این جنبهها یکی پس از دیگری باید واقع بشود ولی خود ذات جلوی جمیع این مراتب کمالیه است پس نقصی در او وجود ندارد تااینکه بخواهد به کمال برسد ولی در اظلال نقص وجود دارد. هر شیء دارای نقصی میخواهد در حرکت جوهری خودش، خودش را به همۀ آن متکامل برساند. خودش را به آن بالاتر برساند وقتی که به بالاتر میرسد باز میبیند خودش است. باز آن میخواهد خودش را بالاتر برساند وقتی باز به بالاتر میرسد باز میبیند خودش است! یعنی وجودی به تجاهر جوهری رسیده است که خارج از وجودش نبوده باز خود وجودش بوده، خیلی مطلب دقیق است. یعنی آن حرکت کمالیهای که برای این نفس پیدا میشود وقتی به نهایت تجرد برسد میبیند این تجرد را از جایی نیاورده است بلکه این تجرد در خودش بود؛ این تجرد در ذات خودش بوده است. مثل ما نیست که فرض کنید جیبمان خالی باشد شما یک پولی بدهید در جیبمان بگذاریم. مثل ما نیست که انسان زنبیلی که خالی بوده است در دکان میبرد و از سبد، سبزی و پرتقال و سیب برمیدارد در زنبیل میگذارد، اینطور نیست بلکه درست مثل ـ حالا منبابمثال میگویم ـ یک ماشینی است که بر یک مدار بستهای حرکت میکند وقتی نهایتِ نهایتِ حرکتش را میکند باز میبیند سر جای خودش هست! چرخیده ولی سر جایش بود! خارج از این محدوده حرکت نکرده است.
- . سوره الرحمٰن (55) آیه 29. امامشناسی، ج 8، ص 223:
«و خداوند در هر روزى به شأن و كارى خاص پردازد.»
- . سوره الرحمٰن (55) آیه 29. امامشناسی، ج 8، ص 223:

