جلسه ۱۸۹
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۸۹
12«زیرا ملکات از تکرر افعال حاصل میشوند و حرکات چه نفسانیه باشد یا بدنیه؛ حرکات نفسانیه در نفس یااینکه حرکات بدنی.»
و المفروضُ أنَّ تلكَ الأفعالَ و الحركاتِ مفوضةٌ إلينا و حقائقُ ذواتِنِا و هويّاتِنِا لَيسَتْ إلا الملكات العلمية و العملية سِيَّما بناءً على اتحادِ العاقلِ و المعقولِ. 1
فرض ما این است که این افعال و حرکات به ما تفویض شده است به خدا مربوط نیست درحالیکه حقایق ذوات ما و حقیقت ذات ما و آنچه که ما را تشکیل میدهد و ما را از هم دیگر جدا میکند نیستند مگر ملکات علمیه و عملیه، خصوصاً بنا بر اتحاد عاقل و معقول آن ذات ما فقط همان ملکات هستند.
اما در اینجا یک مسئله است و آن اینکه بین ملکات و بین ذات یک انفکاکٌمایی هست؛ ذات علت برای ملکه است نه اینکه ملکه علتِ برای ذات باشد. اینطور که ایشان میگویند، میگویند که ملکه باعث تخمیر ذات میشود و ملکه باعث میشود که نفس تغییر پیدا کند نهخیر نفس باعث میشود که فعلی را انسان انجام بدهد و بهواسطۀ آن فعل ملکه پیدا بشود و آن ملکه موجب خودِ تجرد نفسانی بشود.
تلمیذ: عکس در اینجا؟
استاد: عکس در اینجا بله.
تلمیذ: ملکه در مراحل بعدی تأثیری در ذات ندارد؟!
استاد: چرا ولی ریشۀ ملکه ذات است اوّل ذات از خودش ملکه را بروز میدهد آن ملکه فعل را بروز میدهد بعد آن فعل خودش موجب ملکۀ دیگری میشود و آن ملکۀ دیگر باز موجب تغییر ذات میشود یعنی یک دور در اینجا طیّ میشود. آنچه که علت در فعل است چیست؟! ذات است.
تلمیذ: نمیشود؛ چرا پس ما فعلهایمان یکی نیست؟! اگر اینطور باشد چون ذاتها یکی است دیگر ذات همان سنخ وجود است پس دراینصورت باید تمام افعال هم شبیه هم باشند.
استاد: بله، خودِ وجود در ذات خودش تفاوت دارد و به هر شکلی درمیآید.
تلمیذ: یعنی تخمیر در ذات نشده است؟! ملکه یا همان حال خاص را ملکه میتوانیم بگوییم؟
- . منظومه، ج 3، ص 624.

