جلسه ۱۸۹
توضیحات:
75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شيء خلافا للثنوية و المعتزلة
جلسه ۱۸۹
11و خامِسُها قولُنا و كيفَ فِعلُنا إلينا فُوِّضا و الحالُ إنَّ ذا أي تفويضَ فِعلِنا تفويضُ ذاتِنِا إلينا اِقتَضَىٰ إذ خُمِّرَت طِينَتُنا أي طينَةُ نُفوسِنا بقاءً بِالمَلَكَةِ الحميدةِ العلميةِ و العمليةِ إن كانت طينَتُنا مِن عليّين ـ رَزَقَنَا اللهُ و إيّاكُم بِحقِّ محمدٍ و آلِه ـ أو الملكةِ الرَّذِيلةِ الجهليةِ المركبةِ و العَمَليَّةِ السَّيَّئةِ إن كانت طينَتُنا مِن سِجِّين ـ أعاذَنَا اللهُ و إيّاكُم مِنها.1
«دلیل پنجم قول ما این است که فعل ما چگونه به ما تفویض شده است درحالیکه تفویض ذات ما به ما را اقتضا میکند؟!» اگر فعل به ما تفویض شده است پس ذات هم به ما تفویض شده است. تفویض ذات که لامحاله باطل است بهخاطر اینکه ما اعدام بودیم؛ ماهیات معدومه بودیم، چگونه عدم میتواند موجب وجود بشود؟! بنابراین چگونه ممکن است فعل ما تفویض بشود درحالیکه ذات تفویض نشود پس یا هردو تفویض شدهاند یا هیچکدام تفویض نشدهاند.
«زیرا طینت ما تخمیر و مجبول شده است درحالیکه به ملکۀ حمیدۀ علمیه یا عملیه باقی است اگر طینت ما از علیّین باشد رَزَقَنَا اللهُ و إيّاكُم بِحقِّ محمدٍ و آلِه. یااینکه ملکۀ رذیلۀ جهلیه باشد از جهلیۀ مرکبه و عملیۀ سیئه باشد أعاذَنَا اللهُ و إيّاكُم مِنها.»
این طینت ما به ملکه تخمیر شده است یعنی توأم با ملکه است توأم با یک حالات راسخۀ نفسانی است که آن حالات راسخۀ نفسانی برای افعال پیدا میشوند. بنابراین افعال موجب ملکه، ملکه هم موجب تحقّق ذات است.
و تلكَ الملكةُ فِينا حَصَلَت بِالحركةِ النَّفسانِيِّةِ و البَدَنِيَّةِ إذ الملكاتُ إنَّما تَحصُلُ مِن تكرُّرِ الأفعال و الحركات نفسانيةً كانت أو بدنيةً.2
«این ملکه در ما بهواسطۀ حرکت نفسانیه و بدنیه پیدا میشود.» ملکه که بیخود پیدا نمیشود. یک خطاط تا میخواهد خطاط بشود باید پدرش درآید! آنقدر باید سیاهمشق بنویسد و آنقدر باید کاغذ بنویسد تا خطاط بشود. همینطور که خطاط نمیشود. یک عالم وقتی میخواهد عالم بشود باید آنقدر بیداری شب بکشد و آنقدر مطالعه کند تا عالم بشود. گفت که کار نیکو کردن از پر کردن است. هر کسی هر کار خوبی میخواهد انجام دهد و برایش ملکه شود آنقدر باید انجام دهد تااینکه دیگر کار نیکو کردن [برایش ملکه شود].
- . منظومه، ج 3، ص 624.
- . همان.

