اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

جلسه ۱۸۸

توضیحات:

75. غرر في عموم قدرته تعالى لكل شي‌ء خلافا للثنوية و المعتزلة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۸۸

13
  • و ثانيها قُولُنا إنَّ عِلمَ الأوّلِ‌ ـ تَعالى شَأنه ـ فِعليٌ وَ كَيفَ لا يَكونُ فِعلياً وَ عِلمُهُ‌ ذاتي‌ٌ أي عَينُ ذاتِهِ الَّتي هِيَ عَينُ حيثيةِ العِلية لِكُلِّ شَي‌ءٍ وَ عِلمُهُ تَعلَّقَ بِكُلِّ شَي‌ءٍ فَقُدرَتُهُ تَعَلَّقَت بِكُلِ شي‌ءٍ.1

  • [دلیل دوم این قول ماست که علم خداوند متعال فعلی است و چگونه فعلی نباشد درحالی‌که علم او ذاتی است] یعنی عین ذاتی است که آن، عینِ حیثیتِ علیّت است برای هر چیزی و علم او به همه چیز تعلق می‌گیرد و قدرت خداوند هم همین‌طور.

  • دلیل دوم برهان علم فعلی حق است؛ علم فعلی حق و همۀ اشیاء و علم ذاتی حق اقتضاء می‌کند که قدرت خداوند متعال همۀ اشیاء را به علم ذاتی دربر بگیرد. چون خداوند متعال برای همۀ اشیاء علت است لذا علم ذاتی به همۀ اشیاء دارد و علّیت یعنی ایجاد فعلیت در معلول، پس قدرت خداوند متعال هم برای همۀ معلولات عموم است؛ چه ذات و چه عوارض ذات.

  • لا تَتَوَهَمن الجَبرَ مِن ذلِك لِأنَّ عِلمَهُ الفِعلي كَما تَعَلَّقَ بِفِعلِكَ كَذلِكَ تَعَلَّقَ بِمَباديهِ القَريبةِ وَ البَعيدةِ وَ المُتِوَسِطَةِ مِن قُدرَتِك وَ اختيارِكَ الحُسن أو السَيِى‌ء وَ تَصَوُركَ إياه وَ تَصديقِكَ بِغايَتِهِ العَقلية الدائِمة أوِ الوَهميةِ الداثِرَة وَ بِالجُملةِ تَعَلَّقَ عِلمُهُ بِفِعلِكَ مَسبوقاً بِمَباديهِ فَلَزَمَتِ المَبادي فَاختيارِكَ أيضاً حَتمٌ فَالوُجوبُ بِالاختيارِ وَ وُجوبِ الاِختيار لا يَنافِي الاختيار فَأينَ المَفَرُّ مِنَ الاِختيار كَيف وَ أنتَ و أمثالُكَ أظلالُ ‌القادرِ المُختارِ فَتَبَصَّر.2

  • «[از این مطلب توهم جبر نکنید] چون علم فعلی همان‌طوری‌که به فعل شما تعلق گرفته است به مبادی غریبه و مبادی بعیده از فکر»، خیال، شوق، احساس، اراده، اشتیاق، رفع موانع، «مبادی متوسطه از قدرت شما، اختیار شما، اختیار حُسن یا بدی و تصور تو آن فعل را و تصدیق تو به غایت عقلی دائمی یا وهمی نابود شدنی هم تعلق گرفته است». شما غایت عقلیه را درنظر بگیرید یا یک غایت وهمیه را درنظر بگیرید، «تعلق علم خداوند به فعل ما مسبوق به مبادی است پس مبادی لازم هستند، حتماً اختیار شما هم حتم است پس قدرت خداوند به اختیار ما تعلق گرفته است. پس اینکه یک امری به‌واسطۀ اختیار ما واجب شود و همین‌طور خودِ اختیار واجب شود به‌واسطۀ مبادی سابقۀ خودش که قدرت به او تعلق بگیرد، این منافاتی با اختیار ندارد. پس چگونه ما می‌توانیم از اختیار فرار کنیم؟! ما همه سایه‌های قادرِ مختاریم، پس دارای بصیرت شو» یعنی اختیار حق است که در اختیار ما قرار گرفته است، نه‌اینکه ما مجبور باشیم.

    1. . منظومه، ج 3، ص 620.
    2. . منظومه، ج 3، ص 620.
/ 260