جلسه ۱۸۷
توضیحات:
74. غرر في القدرة
جلسه ۱۸۷
6البته عرض کردم که بحثهای فلسفی در اینجا معنا ندارد، فقط آن بحثی که در اینجا میشود مطرح کند همین جنبۀ سنخیّت بین علت و معلول است و اینکه در هر عالمی باید یک عقلی باشد که بتواند تدبیر کند. ما این را میتوانیم از نقطهنظر فلسفی اثبات کنیم اما اینکه حالا چندتا عالم داریم؛ دهتا داریم هشتتا داریم ششتا داریم دوتا داریم و ... اینها به این مسائل نمیتواند ارتباط پیدا کند. در بعضی میتوانیم بگوییم که یک ماده داریم، یک مثال داریم، یک صورت غیر مثالی داریم و یک عالم معنا داریم. این را میتوانیم از نظر عقلی ثابت کنیم اما مراتب بین اینها را نمیتوانیم چون در حیطۀ عقل نیست بلکه تحت عرفان نظری میرود و در آنجا باید ثابت شود و ممکن است به این معنا بعضی از روایات هم دلالاتی داشته باشند. بههرصورت این مطلب در اینجا هست.
بعد مرحوم حاجی در اینجا برای سماوات دو نفس قرار میدهد؛ یکی نفس جزئی که نفس مُنطبع از صور اشیاء است و یکی نفس کلی که نفس مدیر و مدبر است و حکمای قدیم معتقد بودند بر اینکه این سماوات دارای نفس بودند و این سماوات مادی دارای یک نفس کلی و یک نفس جزئی بودند که مربوط به هر کرهای بود و کرۀ فلک را دارای یک نفسی میدانستند سوای آن نفس کلی که بر کل سماوات حاکم است. البته اگر ما کلام مرحوم حاجی را به این حمل کنیم که منظور ایشان از سماوات، اعمّ از سماوات ماده و معنا باشد این مطلب در اینجا قابل پذیرش است ولی اگر منظور ایشان از سماء در اینجا همین آسمان مادی باشد آنوقت دیگر دو نفس برای آن قرار دادن بیوجه است.
تلمیذ: یک نفس کلی داریم یک نفس جزئی؟!
استاد: یک نفس کلی داریم که صور معقوله را ادراک میکند، یک نفس جزئی که صورت کرویّت و فلکیّت در آن نقش میبندد و مانند اینها.

