جلسه ۱۸۷
توضیحات:
74. غرر في القدرة
جلسه ۱۸۷
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و صوراً مَا تحت كُل صُورة *** جَمَعَها بِوَحدةٍ ضَرورة فَهي إذَن قَضاؤُهُ التَّفصيلي *** قَلَمُهُ قَضاؤُهُ الإجمالي نَفسٌ سَما كُليَّةٌ لوحٌ حَفَظ *** مَا انطَبَعَت فَقَدَرٌ مِنها لَحَظ عِلميُّهُ ذَا و سِجِلُّ الكُونِ *** عينيُّهُ مِن كُلِّ مَا في العَينِ1 ...
غرر في القدرة:
و كَونُه نُوراً عَلى القُدرةِ دَلْ *** لا يَلزمَنَّها حُدوث مَا انفَعَل لكنَّ بِالفِعل الشُّعور وَجَبَا *** فَالحَقُّ مُوجبٌ و لَيس موجباً2 تعریف قلم و بیان وجه تسمیۀ آن
مرحوم حاجی در سلسله مراتب علّیه اثبات قلم میفرمایند؛ قلم عبارت از همان عقل اوّل است که به اراده و مشیّت خدای متعال برمیگردد. چرا به آن قلم میگویند؟ چون همانطوریکه قلم وسیلهای است که نیّات آن نقاش و آن مدیر را به روی کاغذ میآورد و آن شکل را در لوح و قرطاس منتقل میکند همانطور این اراده و مشیّت الهی موجب میشود که آن حقایق اشیاء در عالم کون تحقق و تعیّن پیدا کند و آن مشیّت الهی صورت بگیرد. این را قلم میگویند که از آن در روایات تعبیر به عقل اوّل یا صادر اوّل هم شده است.
تعریف عقول عشره و عقول طولیه
همانطوریکه در جلسۀ قبل عرض شد عقول تفصیلیهای هم داریم طولیه، که این عقول موجب میشوند که در هر رتبهای، این مشیّت الهی صورت خاصی را از نظر علّی به خود بگیرد تا به این مرتبۀ مادون برسد. این را عقول عَشَره و عقول طولیه میگویند.
عقل هر عالَم متسانخ با آن
بنابراین هر عالَمی برای خودش یک عقلی متسانخ با خودِ همان عالم دارد؛ عقلِ ملکوت عقلی برای خودش دارد، عقل جبروت عقلی برای خودش دارد، عقل مثال عقلی برای خودش دارد و عقل ماده هم عقلی برای خودش دارد و لذا میگویند که «لَو لا الحُجّة لَساخَتِ الأرضُ بِأهلِها»3 ... این به همین جهت تدبیر مُلکی این عالم است که در خود همین عالم این تدبیرات باید توسط یک مدبّری باشد که آن مدبّر حیّ آن مشیّت خدا را در این عالم و در این عالم ماده متحقق کند و نظام ببخشد.
- . منظومه، ج 3، ص 607.
- . منظومه، ج 3، ص 613.
- . دلائل الإمامة، ج ۱، ص 4۳6:
«عَن عمر بنِ ثابِتٍ عَن أبيهِ عَن أبى جَعفَرٍ عليه السّلام قالَ: سَمِعتُهُ يَقولُ: لَو بَقِيَتِ الأرضُ يَوماً بِلا إمامٍ مِنّا لَساخَتِ الأرضُ بِأهلِها وَ لَعَذَّبَهُمُ اللهُ بِأشَدِّ عَذابِهِ.»

