جلسه ۱۸۷
توضیحات:
74. غرر في القدرة
جلسه ۱۸۷
15تلمیذ: پس به این مادیات عالم ماده نمیگویند؟!
استاد: اگر ما آن جهت عقلانی عالم ماده را بهحساب بیاوریم، اسمش آن است. اما اگر خصوصیات خارجی را بهحساب بیاوریم، همین اشیائی که در خارج میبینید منظور است ولی این اشیایی که در خارج هستند چون باید با مثالی ارتباطی داشته باشند آن ارتباطشان با آن مثال است که این جزئیات را در خارج درست کرده است، آنوقت کلی میشود و دیگر جزئی نمیشود بلکه همان مثال نسبت به مثال بالا، همان مثال بالا تا برود به مشیّت برگردد.
ما أيْ نَفسٌ انْطَبَعت في جِرمِ السَّماءِ فَقَدَرٌ مِنها لَحَظ فَإنَّ القَدَر عَلى وِزانِ القَضاءِ فَالصُّورُ الكليةُ القائمةُ بِالعَقلِ كَانَت قَضاءً كَذلك الصُّورُ الجُزئيةُ القَائمةُ بِالنَّفسِ الجُزئيةِ المُنطبعةِ الفَلَكية كَانَت قَدَراً.1
«نفسی که در جرم آسمان منطبع است ـ یعنی همین در کرات ـ به آن نفس منطبعه میگویند یعنی نفسی که در آن نقوش جزئیه طبع شدهاند، به این قدر میگویند؛ قدر بر وزان قضا میماند» الاّ اینکه قضا صور کلیه است و قدر صور جزئیه است. «صور کلی که قائم به عقل هستند قضا هستند کذالک صور جزئی که قائم به نفس جزئیۀ منطبعۀ فلکی هستند قدر هستند» پس آن حوادثی که در این عالم اتفاق میافتد به آن قَدَر میگویند. آنچه که موجب میشود این حوادث اتفاق بیفتد به آن قضا میگویند.
و تلك الصُّوَر عِندَ المَشَّائِين كَالصُّوَر المُرتسمة في خيالنا و عِندَ الإشراقيين المُثُل المعلقة عِلميه ـ بِالإضافةِ إلى الضَّمير ـ أيْ علمي القَدَرِ و القَدرُ العِلمي ذا الذي سَمِعته و سِجِلِّ الكونِ أي الصور الجزئية العينية المُنطبعة في الموادِ الكونيةِ عِينيه أيْ عيني القَدرِ و القَدرِ العِيني مِن ـ بَيانٌ لِلعيني ـ كُلُّ مَا في العَينِ كُلٌ في مَادته و زمانِه و مَكانِه و غَير ذلك مِن مُمَيِّزاتِه الجُزئيةِ.2
این صور منطبعۀ جزئیه پیش مشائین مانند صور مرتسمهای هستند که در خیال ما هست. مثل اینهایی است که مینشینیم در ذهنمان نقشه میکشیم. «و پیش اشراقیین مثُل معلّقه میگویند»؛ مُثُل معلّقه با مُثُل نوریه فرق میکند، مُثُل معلّقه معلول برای آن مُثُل نوریه هستند.
- . منظومه، ج 3، ص 611.
- . منظومه، ج 3، ص 612.

