جلسه ۱۸۶
توضیحات:
73. غرر في مراتب علمه تعالى
جلسه ۱۸۶
16مُجـزى بَنوه ابا الـغيلان عَن كِبَرٍ *** و حسن فعل كَما يُـجزى سِنِمَّار1 [یعنی فرزندان ابالغیلان به پدرشان، هنگامی که پیر شده بود ـ در مقابل نیکوکاریاش ـ پاداش دادند همانطور که به سنمّار پاداش داده شد. سنمّار معمار رومی بوده که برای نعمان بن امرء القیس (یکی از پادشاهان بابِل در عراق قدیم) در نزدیکی کوفه قصری به نام «خَوَرنق» ساخت. اما چون ساخت کاخ تمام شد او را از فراز همان کاخ به پایین انداختند. حال اگر کسی دربارۀ کسی خوبی کند و بدی ببیند میگویند: «جزاه جزاه سنمّار» شاهد در این است که شاعر «کما یجزی» میگوید، درحالیکه در قدیم جزا داده شد. چون میخواهد آن در «مامضیٰ» را در زمان حال تصویر کند. بنابراین «یکشف» نیز دارای معنی «ماضی» است اگرچه بهصورت فعل مضارع آمده است.]
تفصیل در مسند است یا مسندٌالیه ... «این جزا تعرّی دارد، این جزا داده میشود» یعنی معنای حال است، «علاوه بر اینکه فعل در نظائر مقام، منسلخ از زمان است»؛ در ربوبیات منسلخ از زمان است چون زمان در ربوبیت معنا ندارد. «یعنی در وقتی که اشیاء برای خداوند به مرّات کشف میشوند» پس علم خداوند با این مراتب روشن و بیان میشود. «برای اشیاء یک اکوان سابقهای بوده است، وجودات سابقهای بوده است، وجودات مترتبۀ طولیه مثل مرائی بودهاند که همۀ نقوش عالم در آن مرائی به دفعات و کثرات تکرار میشوند»، هر مرآتی نقش این را دارد و اگر یک مرآتی جلوی آن باشد نقش این را دارد و نقش آن مرآت را دارد، دوباره اگر یک مرآت دیگر در ثالث باشد نقش این را و نقش آن مرآت را و نقش این و آن مرآت را که در این است باز نقش این و آن را ... یعنی همینطور که هر کدام بالا میرود پایینیها را هم دارد و در خود میگیرد.
فَهُوَ تَعالى يُشاهِدُ مُوجودات عالَمِنَا الطَّبيعِي قَبلَ وُجودِها لا مَرةً بَل مَرّات فَذا مَراتِبٍ ـ حالٌ عامِلُها وَ صاحِبُها يُبانُ عِلمُه ـ وَ تِلكَ المَراتِبُ عِنايةٌ وَ قلمٌ وَ لوحٌ وَ قَضا وَ قَدَرٌ وَ سِجِلٌّ كُونِ يَرتَضى أي هذا الأخير.2
- . المطول، ج 1، ص 20.
- . منظومه، ج 3، ص 609.

