جلسه ۱۸۵
توضیحات:
72. غرر في رد حجة المشائين على كون علمه تعالى بالارتسام
جلسه ۱۸۵
7تلمیذ: این مربوط به حضرتعالی است، مبنای مشائین را عرض میکنم.
استاد: بله، اگر بر مبنای مشائین باشد که وجود خداوند متعال را یک وجود صرف بحت بسیط خالی از صورت میدانند نقش آن در آنجا مثل یک تابلویی میماند که اینجا نصب کردهاند که با آن وجود ذات، منافات دارد. بله، این مطلب درست است.
تلمیذ: ... خود این لازمهاش مگر نه این است که خود اینها قائل شدند که ذات پروردگار مادی تصویر شود و برایش جسمیت قائل شدند.
استاد: حالا جسمیت نه، لازم نیست جسمیت باشد چون صورت به جسم تعلق نمیگیرد، صورت به جنبۀ خیال تعلق میگیرد.
تلمیذ: اینها لوازم مادهاند؟!
استاد: لوازم ماده را میتوانیم بگوییم یعنی جنبۀ خیال دارد یعنی بنابراین ما خدا را دوباره از آن جنبۀ تجردی کامل انداختیم، و خدا را در عالم ذهن و در عالم نفس پایین آوردیم یعنی خدا هم ذهنی مانند ذهن ما دارد ولی یکقدری وسیعتر که این صور اشیاء بهنحو ارتسام در آن تابلوی ذهن او نقش بسته است درحالیکه...
تلمیذ: پس دراینصورت بین قبول این قولشان و آن قولی که در مورد باری تعالیٰ دارند تفاوت پیدا میشود.
استاد: بله، درست است همینطور است یعنی لازمۀ کلامشان در اینجا یک برزخ بین ماده و مجرد تام است که این نمیسازد ولی کلام مرحوم حاجی در اینجا از یک نظر صحیح است ولی از نظر دیگر جای تأمّل دارد؛ از جهت صحت این است که ـ همانطوریکه خود ایشان میفرمایند ـ اینها علم را بهعنوان علم عرضی گرفتهاند و همینطور قدرت را قدرت عرضی گرفتهاند، در قدرت عرَضی که ذات و اضافه است باید یک مقدور و یک معلوم خارجی وجود داشته باشد، صورتی از آن معلوم خارجی در ذهن میآید بنابراین اطلاع به آن صورت پیدا میکند، درست شد؟! این اشکالی که در اینجا هست.
اما اگر ما علم را به معنای ایجاد حقیقی دانستیم و خود اصل وجود که وجود منبسط است عبارت از علم پروردگار به اشیاء است، یا اصل وجود که عبارت از ایجاد حقیقی است که عبارت از قدرت پروردگار بر اشیاء است؛ پروردگار که قادر است نهاینکه یک مقدوری در خارج هست و او به آن روزی میدهد، نه! اصل ایجاد حقیقی عبارت از قدرت پروردگار و اراده و مشیت او است، بنابراین دیگر شیء خارجی نیست تااینکه قدرت به آن تعلق بگیرد بلکه قدرت، ریشه و منشأ برای تکوّن شیء خارجی است.

