جلسه ۱۸۵
توضیحات:
72. غرر في رد حجة المشائين على كون علمه تعالى بالارتسام
جلسه ۱۸۵
4وجود منبسط تا در تعیّن نیاید معلومی درست نمیشود
وجود منبسط تا در تعیّن نیاید معلومی درست نمیشود، حالا هر چه وجود، وجود منبسط باشد؛ وجود منبسط یعنی مایع یعنی آب، این آب تا بهصورت یخ نیاید یخی وجود ندارد، تا بهصورت ثلج نیاید ثلجی وجود ندارد، تا بهصورت باران نیاید بارانی وجود ندارد، تا بهصورت ابر و بخار نیاید بخاری وجود ندارد. این مایع، مایع است، آن وجود هم وجود منبسط است، باید وجود منبسط متعیّن شود تا شما بگویید که علم به تعیّنات در ازل در پروردگار وجود داشته است، حالا به هر کیفیتی ـ چه ارتسام چه اتحاد چه وجود تجردی چه وجود مادی که اینها باطل است ـ بالأخره علم عبارت از اطلاع است، علم عبارت از تحقق یک ماهیت یا یک هویت در ذات است علم عبارت از انکشاف یک مسئله و یک قضیه است. شما علم را به هر معنایی که بگیرید یک معلوم میخواهد.
این است که آقایان مشائین را به دردسر انداخته است، درد اینها این است، اینها میگویند که علم یک معلومی را میخواهد، حتی ما این علمِ ذات اضافهای که به مادیات تعلق میگیرد را نمیگوییم که در ما یک شیء خارجی میخواهد که بهواسطۀ ارتباط آن صورت [ارتسام پیدا کند]، میگویند که همین ماهیات اشیاء به وجود ذهنی خودشان که به وجود تجردی است؛ به وجود ذهنی، نه تجردی...، چون اینها میگویند که به وجود تجردی مُثُل افلاطونیه ایجاد میشود و اینها مُثُل افلاطونی را قبول ندارند. در مُثُل افلاطونیه مسئله بر سر این است که هر شیء مادی یک وجود مجرد بهنحو کلی دارد؛ بقر یک وجود مجرد بقریت دارد غَنَم یک وجود مجرد غنم بهنحو کلی [دارد] که تمام غَنَمهایی که در این دنیا هستند مصادیق آن غَنَم کلی از نقطهنظر سِعِهای هستند چون مجرد است بنابراین سعه دارد، چون مادی است که محدود میشود ولی چون مجرد است جنبۀ سعهای دارد همه را دربرمیگیرد، همانطور که چون ذهن شما مجرد است تمام معلوماتی که در ذهن شما هست همه در ذهن جا میگیرند و شما کم از آن نمیآورید ولی دهان شما سعهای ندارد مادی است یک لقمه در دهانتان میگذارید دیگر پر میشود، چرا؟ چون این مادی است و محدود است و لقمه هم محدود است؛ اینطور نیست که شما یک لقمه اینطرف بگذارید یکی آنطرف بگذارید یکی بالا بگذارید یکی پایین بگذارید! اینطور که نمیشود! ماده محدود است.

