جلسه ۱۸۳
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۳
9لَدَیَّ علمٌ تَفصیلیٌ کَما قُلنا عِلمٌ بِتَفصِیلِ بِذاتِ کلِّ شیء فإنَّ الصورةَ الذِّهنیةَ کَصورةِ الشَّمسِ لا یُمکِنُ أنْ تَکونَ حِکایةً عَنِ الأشیاء الکَثیرةِ لِأنَّها مَاهیةٌ و الماهیةُ حیثیةُ ذاتِها حیثیةُ المُغایرةِ مَعَ الماهیةِ الأخریٰ و مَعَ الوجودِ مُطلقاً و الوُجودُ المُضافُ إلیها وَاحدٌ بِالعَدَدِ مَرتِبَتُهُ مَرتبةُ الضِّیقِ.1
«نزد من علم تفصیلی است همانطور که گفتیم علم به تفصیل به ذاتِ هر چیزی، حاصل است. پس صورت ذهنیهای مثل صورت شمس نمیتواند از اشیاء کثیره حکایت کند.» پس یک صورت اجمالی که در ذات هست نمیتواند از اشیاء کثیره حکایت کند بلکه باید صورت تفصیلی باشد؛ علم باید تفصیلی باشد. هر صورت از یک ذی الصورة حکایت میکند نه از دوتا یا بیشتر، «چون اشیاء ماهیتهایی هستند که حیثیت ذات ماهیت هم مغایر با ماهیت دیگر است یعنی ذاتاً اقتضای مغایرت میکند؛ اقتضای مغایرت با وجود میکند».
«وجودی که به ماهیت اضافه شده است یک وجود است نه دوتا و نه بیشتر، این وجود مضیّق است و دارای سعه نیست.»
و أمَّا الوُجودُ فَحیثیةُ ذَاتِهِ حیثیةُ السَّعَةِ و الإحاطَةِ فَالوجودُ الصِّرفُ یَجمَعُ کلَ وُجودٍ بِنَحوِ أعلیٰ بِحَیث لا یَشُذُّ عَنه شَیء مِنها و النَّحوُ الأعلیٰ مِن کُلِّ شیءٍ هو تمامُهُ و کمالُهُ و شیئیةُ الشِّیءِ بِتمامِهِ و کمالِهِ و فیضُهُ یَسَعُ کلَ شیءٍ فَهو یَحکِی کلَ وجودٍ لا یَقصُرُ عَنه رداءُ کِبریائِه.2
حالا سراغ وجود آمدیم؛ «حیثیت آن وجود حیثیت سعه و احاطه است. حالا این برای ما چه دلیلی میشود؟! دلیل این است که وجود صرف که در ازل بوده است و آن عبارت از همان ذات پروردگار است «این وجود صرف، جامعِ همۀ وجودات بهنحو أعلیٰ است به حیثی که هیچ چیزی از این وجودات از حیطۀ دایره و قدرت ذاتی او خالی نمیماند. آن نحو أعلیٰ از هر شیئی، تمام آن شیء و کمال آن شیء است» و چون این وجودات خاصه در مرتبۀ تجردی خودشان، [در] مرتبۀ کمال هستند، آن مرتبۀ تجردی در ازل وجود داشته است اما این مرتبۀ ناقص وجود نداشته است.
- . منظومه، ج 3، ص 592 و 593.
- . منظومه، ج 3، ص 593.

