جلسه ۱۸۳
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۳
7بنابراین آن قسمت از فرمایش مرحوم حاجی که فرمودند: «علم در ازل نسبت به اشیاء علم تفصیلی بوده و منفک از ذات نیست»، محفوظ و صحیح و متین است و آن قسمت از اینکه میفرمایند: «برای علم یک حکمی است و برای معلوم حکم دیگری است؛ علم در اَزل بوده و از ذات بوده اما معلوم در ازل نبوده و حادث بوده است بنابراین ازل بر آن معلوم مقدّم است» این جهت قابل تأمّل است و هرچه که بعداً پیدا بشود و قبلاً پیدا شده باشد، تمام اینها در ازل بودهاند و آن مراتب عِلّی و تقدّم رتبی بهجای خودش محفوظ است. اینکه حالا یک ذات از مقام خودش تنازل میکند و به وجودات مضیّق و مقیّد درمیآید، دلیل نیست بر اینکه در یک زمانی جدای از ذات بوده است بلکه اشیاء همیشه و در همهجا وجود داشتند و هیچوقت انفکاک ذاتی و علّی بین علت و معلول نبوده است. اگر علم باری به موجودات نباشد، این جنبۀ نقص دارد و اگر باشد باید معلومی باشد. یکی از براهین وجود اشیاء در ازل همین برهان علم است؛ عدم انفکاک بین علم و معلوم. اینهم یک مسئله بود.
تلمیذ: دراینصورت در عالم هستی هیچ تطوّری رخ نداده بلکه یک تحقق در ازل حاصل شده و همینطور هست که ... خواهد بود
استاد: بله جناب حافظ هم بندۀ خدا همین را میگوید:
[اینهمه عکس مِی و نقش مخالف که نمود] *** یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد1 این تطوّر، تطوّر زمانی است نهاینکه تطوّر حقیقی و کینونتی اشیاء در دهر هست و آنوقت تکوّن نیست.
تلمیذ: عالم اثبات است؟
استاد: بله، در عالم ثبوت همه چیز وجود و تحقق بالفعل دارد.
نسبةٌ ذهنيةٌ مَقوليةٌ ينفي فإنَّه إذا أخَذَ صرفاً كَانَ كُلُّ وُجودٍ مِن صقع فيضه و فيضه مِن صقع ذاتِه فَلا يبقى طرفاً مُتحصلاً حَتى يتحقق نسبة و لِذاك كَانت الصفة مَنفية عَنه تَعالىٰ إشارةٌ إلى قَوله علیهالسّلام: كَمال الإخلاصِ نَفي الصفاتِ عَنه.
- . دیوان حافظ، غزل شمارۀ 111.

