جلسه ۱۸۳
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۳
4تلمیذ: خودِ حاجی به اعیان ثابته تمسک کرده است و محیالدین هم میگوید که اینها به اعیان ثابته برمیگردد.
استاد: ببینید فعلاً مسئلۀ اعیان ثابته با مطلب ما دوتاست؛ فعلاً بحث ما این است که در این وجودات خاصّه ـ نه آن اعیان ثابته ـ که الآن در این وعاء دهر [هستند] زمان، مطرح است. در مورد وعاء دهر که آن جنبۀ تجردی دارد یک بحث دیگر است. حضرت که میفرمایند: «عالِمٌ إذ لا مَعلُوم»؛ یعنی همین معلوماتی که فعلاً شما بالفعل دارید میبینید نه آن معلومات دهریه، خدا بوده و اینها نبودهاند. فعلاً روی این بحث میکنیم که این کلام حضرت چه معنایی دارد؟! تعلق علم خداوند به این زیدی که الآن نیست چگونه است؟! این به چه نحو است؟! وقتی که این تطوّر نیست دیگر کدام عین ثابت میتواند از این وجودی که در خارج است حکایت کند؟! فرض این است که برای تحقق این وجود مضیق، این تطوّر لازم است. اگر این تطوّر نبود اگر این دور نبود اگر این حرکت نبود اگر صیرورت نبود این وجودِ زیدِ بالفعلی هم نبود، خود عین ثابتش قبلاً بود. عین ثابت، قبلاً بودن، به وجود بالفعل چهکار دارد؟! بحث ما در همین وجود فعلی است که در مقابلش نشستهایم و داریم نگاهش میکنیم، ما این را میگوییم. این کتابی که الآن در جلوی من است شما هزار بار هم بگویید که ده هزار عین ثابت داشته باشد، به من چه مربوط است؟! آن عین ثابت که نمیآید این عین ثابت را جلوی من بگذارد، باید یکسری مسائل دور بزند، حرکت کند، تطوّر کند، خورشید، ماه، ستارگان، زمین و کواکب همه دستبهدست هم بدهند به قول سعدی: «تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»!1 این وجودی که من الآن در مقابلش نشستهام و دارم به او نگاه میکنم آیا این وجود خاص در ازل بوده یا نبوده است؟! صحبت ما در این است، اگر میگویید: بوده، پس همۀ این حرفها را کنار بگذارید و اگر میگویید: نبوده، پس این معدوم مطلق است و معدوم مطلق هم لا یُخبرُ عنه. دیگر جنبۀ حکایی یعنی چه؟! من اگر هزار دفعه هم در ذهن خودم ـ همانطوریکه بارها و بارها و بارها عرض کردم ـ یک صورت خارجی را ترسیم کنم، آیا این صورت خارجی، خارج است یا فقط یک صورت است؟! یک صورت است. منبابمثال من یک بنایی را در ذهن خودم ترسیم میکنم؛ یک بنای چند طبقهای را که دارای فلان قدر پنجره است، دارای اینقدر اتاق است، دارای این خصوصیات است، دارای اینقدر سالن است افرادش را در ذهنم میآورم و همۀ این مسائل را در ذهنم ترسیم میکنم ولی بالأخره این صورت خارجی من آیا وقوع خارجی دارد یا ندارد؟! شما بعد میگویید: طبق این صورت من میروم یک ساختمان چند طبقه در خارج میسازم. این صورت من حکایت از آن ساختمان نکرده است. ساختمان بعداً ایجاد شده است بلکه مطلب عکس است و آن ساختمان خارجی حکایت از صورت ذهنی من میکند چون تقدّم زمانی دارد. بله، فقط در یک صورت، صورت ذهنیۀ من میتواند حکایت از خارج بکند که خودم بالعیان آن ساختمان خارجی را دیده باشم.
- . گلستان سعدی، دیباچه.

