جلسه ۱۸۳
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۳
10«و شیئیّت شیء به تمام و کمال او است و فیض پروردگار همه چیز را گرفته است پس آن وجود صرف جامعِ همۀ وجودات است» و خداوند متعال که بر آن وجود احاطه دارد پس بر همۀ وجودات بهنحو تفصیلی احاطه دارد.
«آن وجود صرف از همۀ وجودات حکایت دارد و رداء کبریائیت پروردگار از هیچ وجودی قاصر نخواهد بود.»
و لمّا کانَ هنا مظنةُ سؤالٍ هو أنَّ هذا الوجودَ الخاص و الماهیةَ الخاصةَ و بِالجملةِ ذاتُ کلِ شیءِ المذکورةِ فِی النَّظمِ لَم یَکن فِی الأزلِ فَکیفَ کان معلوماً و المعدومُ لا یُعلَم.1
«در اینجا یک سؤال پیش میآید.» شما قائل هستید که این وجودات در ازل بودند. سؤال این است که این وجود خاص و ماهیت خاصّه و بالجمله ذات همۀ اشیاء که در نظم ذکر شد در ازل نبود پس چگونه خدا در ازل به اینها علم تفصیلی داشته است؟! معدوم مطلق هم که لا یُخبَرُ عنه»؛ انسان علم به آن ندارد و نمیتواند از آن خبر دهد.
أجَبنا بِأنَّه لَم تَکُ ذاتُ کلِّ شیء بِالسَّلبِ البَسیط فِی الأزلِ أی لَم تَکُن بِنحوِ الکثرةِ فِی الأزلِ.2
«جواب میدهیم که ذات هر چیزی نبوده است این را به سلب بسیط بخوانیم (یعنی نهاینکه لم تَکُ موجودةً)؛ اصلاً خود ذات در ازل وجود نداشته است بهنحو کثرت» که ما الآن داریم میبینیم که زید و عمرو و بکر را یکییکی داریم میبینیم این در اَزَل نبوده است. پس چه چیزی در ازل بوده است؟! وجود بسیط و مطلق در ازل بوده که آن وجود بسیط از این کثرت حکایت میکند و خود کثرت نبوده است.
و قولُنا بِالسَّلبِ البسیط....3
«اینکه گفتیم: به سلب بسیط نه به سلب مرکب...»؛ یک وقتی میگوییم: زیدٌ لَیسَ بقائمٍ یک وقتی هم میگوییم: زیدٌ لَیسَ بموجودٍ یعنی اصلاً زیدی وجود ندارد تااینکه قائم باشد. در اینجا نمیخواهیم یک صفتی را بگوییم یعنی نمیخواهیم بگوییم که زید در ازل بوده و وجود نداشته است بلکه میخواهیم بگوییم که اصلاً زیدی در ازل نبوده است بلکه هرچه بوده فقط آن وجود بوده و آن وجود هم جنبۀ حکایی داشته است و از زید، عمرو، بکر و امثالهم حکایت میکرده است.
- . منظومه، ج 3، ص 593 و 594.
- . منظومه، ج 3، ص 594.
- . همان.

