اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

جلسه ۱۸۱

توضیحات:

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۸۱

7
  • تلمیذ: اگر وجود بود مثلاً کتاب وجود دارد اما حیات نمی‌دانیم مثلاً فرش موجود هست اما حیات ندارد؟

  • عینیّت حیات با ذات

  • استاد: ببینید ما حیات را در این‌هم به همین لحاظ می‌گوییم؛ ما حیات را به‌عنوان فلسفی می‌گوییم، نه به‌عنوان مصطلح عرفی چون حیات به‌عنوان عرفی، حرکت است. این کتاب الآن حی است، این کتاب حی است یعنی هنوز نسوخته است یعنی هنوز قرطاسیتش را حفظ کرده است. این فرش حی است، حی یعنی زنده و قائم به خود است یعنی هنوز این وبریّت و پشمیّت خودش را ازدست نداده است. وقتی که بسوزد می‌گوییم: حیاتش را ازدست داد بعد وقتی خاکستر می‌شود می‌گوییم باز این خاکستر حی است این حیات یک وصف جدا نشدنی از آن ذات شیء است یعنی کُل شیءٍ قائمٌ بذاته فَهُوَ لابُدَّ أن یَکُونَ حَیّاً وإلاّ لم یَکن قائماً بذاتِه.

  • تلمیذ: آن قِوام، اصل القوامش را حیات می‌دانید؟

  • استاد: آهان ما اسم اصل القوام آن را حیات می‌گذاریم ولی علم و قدرت این‌طور نیستند و زائد بر ذات هستند. حالا اینها همه را یک‌کاسه می‌کنند. می‌خواهم بگویم که حتی علم و قدرت ناشی از حیات هستند تا زید حیات نداشته باشد که علم و قدرت ندارد باید حیات داشته باشد باید وجود داشته باشد تا علم و قدرت و اینها با باشند.

  • مؤخّر بودن علم و قدرت از ذات

  • تلمیذ: پس علم و قدرت هم مُؤخر از ذات می‌شوند؟

  • استاد: خب بله آن متأخّر از ذات می‌شود.

  • تلمیذ: شما قبلاً که فرمودید در مقام اجمال عینیّت ذاتی دارد؟

  • استاد: نه، در مقام اجمال بله، ولی در مقام تفصیل همین‌که ما اسم می‌گذاریم: علم، اسم می‌گذاریم: قدرت، در مقام اسم‌گذاری که مقام واحدیّت است و دیگر مقام احدیّت نیست؛ مقام احدیّت همان هوهویّت است که آنجا فقط حیات است و حیات هم باشد و وصفش هم باشد جدای از ذات نیست وصفی است که عین ذات است.

  • تلمیذ: خب در آن مقام اگر سلب هم معنا ندارد پس چیست؟! اگر «نفی صفات عنه» در آن مقام باشد سلب هم معنا ندارد...

/