جلسه ۱۸۱
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۱
4«کمال الإخلاص نفیُ الرَزاقیّت عن الله تعالیٰ» این چه حرفی است! آیا ما به مرحلۀ اخلاص برسیم آنوقت خدا دیگر رازق نیست و چون نرسیدهایم خدا رازق است؟! چون در جهل هستیم خدا رازق است ولی اگر عارف بشویم خدا خالق و رازق و رحیم نیست؟! مثل یک آدم بی سر و بی پایی که هیچ ندارد است؟! اینطور که نیست؛ قضیه به این کیفیت نیست.
پس معنای «نَفی الصفاتِ عَنه» چیست؟! این است که این اوصاف مقولیه یا اوصاف غیر مقولیه از علم و حیات و امثالذلک را فانی در ذات بدانید نهاینکه این صفات را از ذات نفی بکنید. هیچ منافاتی بین فنای فانی در مُفنی و تَنَعُّتِ این ناعت به این نعت و اتّصاف این مُتَّصف به این اوصاف نیست. درعینحال که این ذات مُتّصفِ به این صفات است درعین این اتّصاف، درعینحال «کَمال الإخلاص نَفی الصفاتِ عنه» است، یعنی این صفات در آن ذات فانی هستند. آن ذات بر تمام این صفات جنبۀ تقدّمی دارد. یعنی سالک به یک مرحلهای میرسد که آن مرحله، مرحلۀ هوهویّت است و دیگر در آنجا لا إسم و لا رسم است. مسئله این است، نهاینکه به یک مرحلهای میرسد که در آنجا صفت خالقیتی وجود ندارد. به آن مرحله نرسیده هم این صفات فانی در آن مُفنی هستند و رسیدن و نرسیدن ما دخل و ربطی به قضیه ندارد. یااینکه این صفات در ذات فانیاند یا نیستند؛ اگر فانی باشند که حتی اگر به این مطلب نرسیم مثل الآن که در جهل هستیم باز این صفات در حقیقت خودشان فانی هستند و اگر فانی نباشند حرکت ما و تبدّل جوهری ما دخلی به قضیه وارد نمیکند بالأخره این صفات فانی نیستند و یک اوصاف عَرَضی بر ذات هستند حالا چه ما اخلاص را نفی صفات بدانیم یا ندانیم. مقام اثبات با مقام ثبوت دراینصورت تفاوتی نمیکند.
معنای درست روایت «کَمال الإخلاص نَفی الصفاتِ عنه»

